بسم ا...الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمه ا...
اگر شروع به خواندن کردید لطفا تا آخر پست بخوانید.
داستان از آذر ۸۴ شروع شد...
از اونجايي كه عده اي رفتن پل خواجو وبعد از كلي فكر وحرف ايده تاسيس يه خيريه دانشجويي تاييد شد. سالها ميگذره...جلسه هاي زيادي براي پا گرفتن سابقون تشكيل شد… پا كه گرفت ،1 اتاقمون كه شد دوتا، مشكلات امكانات كه حل شد ،انتقادات وپيشنهادات جديد مطرح شد كه اينجا با وجود همه ي خوبيهاش يه سري مشكلات هم داره كه اگر برطرف كنيم كارها بهتر پيش ميره … گذشت وگذشت… تاامروز… تا اين نقطه…
تا استعفاي آ.روح الامين از نمايندگي نظارت… قبل ترش استعفاي آ.نوري وخ.صفي زاده… قبلتر استعفاي خ.آتشكار… قبل تر استعفاي خ رمضاني… قبل تر استعفاي خ.رفيعي وآ.شريفي…
كم كم ديدند نه انگار مشكلاتمون از اين پيچيده تره و ايده ها مطرح شد:
_مشكل اصلي اختلاطه وراه حلش فقط تفكيك( به فتح ت)
_مشكل نظارته كه بايد افرادش كم كم عوض بشن…پس دعوت هايي شد از عده اي و…بله!
_مشكل اصلي ذات ومحتوای نظارته كه بايد برن بيرون و…بله!
_ مشكل اصلي اصلا سابقونه كه بايد در ش گل گرفته بشه … وشايد بعد از همه اين راه حل ها باز هم مشكلات حل نميشد.
_ منوچهر متكي در راه بازگشت از سفر کاری ناگهان متوجه ميشه ورق خورده! اونقدر آروم كه خودشم نفهميده وآ.صالحي فعلا ميشه سرپرست تا تاييد بشه(ميگم انگار يكم شبيه به قضايا خيريه اس!نه؟)
_علي دايي بالاخره استعفا داد وآ.كاشاني نپذيرفت ودايي دوباره برگشت!(ميگم چقدر شبيه اكثر استعفاي خيريه اس!نه؟!) همين اوخر هم توي جلسات رسمي وغير رسمي بحث استعفاي خ.رمضاني داغ بوده گويا!تمام تلاشمونو ميكنيم تا اصل قضيه رو جويا بشيم و "صرفا جهت اطلاع" بگيم كه زبان وافكار دوستان بيش از اين خسته نشه…
ــ طبق اخرين اخبار اسم اين كانون از سابقون به جمع اضداد تغيير يافت!نه از اين حيث كه افكار مختلف واردش ميشن .از ان حيث كه هر فردي ميتونه هم زمان چند نظر كاملا متضاد بده! مثلا در جلسات يه عده هماهنگ باهم با استعفاي دبير قبلي موافقت ميكنن وهم زمان دبير بعدي رو هم تاييد نميكنند!آيا منظورشون چي ميتونه باشه!؟
يا مثلا عده اي ميگن: نظارت زياد در كارهاي دخالت ميكنه وهمه تصميمات رو ميگيره و…وهمون موقع هم ميگن: چرا نظارتيها هيچوقت نيستند اينجا؟اصلا ميشه اسم كساني كه هفته تا هفته اينجا پيداشون نميشه و در جريان امور نيستند رو نظارت گذاشت!؟ بالاخره اينها يا ميتونند باشند يا ميتونند نباشند! يكي به من بگه ميشه همزمان يه نفر هم باشه وهم نباشه!
ببخشيد خط رو خط افتاده وانگار اين چند خط از پست مسافران2 ايشون بود که قرار بود ثبت بشه ومنصرف شدند ، اينجا اومد!
خ.رمضاني رو پايين امور فرهنگي در حاليكه از دور داشتن با حسرت به راهرو امور فرهنگي نگاه ميكردند! طوري گير انداختيم كه نشد فرار كنند!
ــ خب سلام بفرمايين قضيه چيه كه در جلسات اخير حرف از سرگرداني زدند كه بالاخره نميدونن شما هستيد يا نه!؟ميگن يه روز هستين وده روز نيستيد.ميگن بالاخره خانمهاي نظارت هم وظايفي دارند و…
_سلام اشتباه كردم ببخشيد...
_بله؟ اشتباه چيه خانم!جواب سوال همگان رو بديد.اخه خيريه تقريبا همه كارهاي روتين وغير روتينش رو غلتكه وفقط همين چند نفر نظارتند كه حاشيه آفريني ميكنند…
_بله!بنده ماه ها پيش استعفا دادم دليلم هم تحقق بعضي امور بود تو خيريه كه ظاهرا انجامش غير ممكن بود.صريح گفتم كه قصدندارم ساز مخالف بزنم ورفتم ديگه!ماه ها هم خبري نبود تا اينكه عنوان شد قرار بر تحقق مسائلي است كه عنوان كرده بودم،به احترام واعتماد اين حرف چند دفعه اي اومديم ورفتيم ونهايتا دسته جمعی به سه راه حل رسيديم ومونده بوديم كدومش رو اجرا كنیم كه در جلسه آخر ،راه چهارم رو برگزيدن!البته بنده بهشون تا حدودی حق ميدم كه نتونن يكي از اون سه راه رو انتخاب كنند.شايد هم خير در اين بود كه راه چهارم برگزیده بشه.
خلاصه اينكه اجازه ميخوام از اين فرصت استفاده كنم وبگم : طبق شعار هممون ما مامور به انجام وظيفه ايم فقط وفقط. من هم با خودم گفتم :
ميكشم آخرين دانه كبريتم را در باد…هر چه بادا باد
حول وحوش اين بحث ها سرگرم اخرين دانه كبريتم بودم كه برا خودم مرور ميكردم آثارمون رو!:
_ميسپردم كه مراقب باشي جنس اين جام بلور است وپر از عشق وغرور مبادا كه بازيچه شود ميشكند! (ع.ج)
_ لاجرم هر كس كه بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شكست (ح.ح)
_ ما خود نميرويم دوان از قفاي كس او ميبرد كه به كمند وي اندريم(م.ر )
_ واموخته ام كه دو نفر ميتوانند باهم به "يك نقطه"نگاه كنند ولي انرا متفاوت ببينند(ع.ر)
واقعادرست گفتن که ميشه دونفر به يه نقطه نگاه كنند ولي اون رو متفاوت ببينند. اونايي كه موندن ورفتن تشكيل دوجبهه رو ندادن.یکی حق وديگري باطل نه .حق وباطل بسته به نيت و عمل هر شخصيه. هر كس خودشو سابقونو خداي خودشو گذاشت وسط وبه اين نتيجه رسيد كه خير در رفتنه كه رضي ا..عنه.وهر كس هم ديد خير در موندنه بازهم رضي ا…عنه.
مهم اينه كه هر نفسي به تناسب توان وموقعيت ووظيفه اش عمل كرده يا نه كه" كل نفس بما كسبت رهينه" حكم كلي وجود نداره كه تضمين كنيم خير در سابقونه وبشتابيد ويا بر عكس خير در عزيمته وبياييد بيرون…دير وزودش مهم نيس. همه بالاخره يه روزي اينجا رو ترك ميكنن…خواسته يا ناخواسته …مهمه اينه كه اون موقعي كه درباره جووني و…ازمون سوال شد سرمون رو بالا ميگيريم يا خجل وشرمنده كه…حالا يكي با موندن به خير ميرسه ويكي بارفتن...
پروردگار من شاهده که نیت من خوش امد یا بدامد کسی نیست و امیدوارم سوئ تفاهمی ایجاد نشه .نظرات هم هر چه باشه خوب وبدش برا شخص من تفاوتی نداره چون حجت بر من درباره سابقون تمام شد وبس. ونمیدونم اصلا دیگه فرصتی بشه که نظرات رو بخونم یا نه.نوشتم برای رضای خدا وخواهش طولانی مدت دوستان وبلاگ بی قصد نصیحت وفقط به عنوان دل نوشته:(که حافظ وظیفه تو دعا گفتن است وبس دربند آن مباش که نشنید یا شنید)
يادمون نره اگر مذهبمون و بزرگترها وافراد مجرب مثلا گفتن: تا ميشه از اختلاط(همون بحث روابط که انقدر بیخود پیچیده شد) به دور باشيم بايد باشيم ونخوايم هر چيز رو خودمون تجربه كنيم.زیاد شنیدم این بحث روابط واینکه چه کسانی در خصوص این بحث ادعا دارند وآیا شایستگی دارند یانه...!اینطور عنوان کردن بحث درست نیست. کیه که ادعا کنه اشتباهی نداشته ومعصومه؟!.بحث روابط توسابقون اینه که از سال ۸۴ که تاسیس شده کم کم روال جدی تر وسخت تری به خود گرفت.کم کم وبا ثابت شدن تجربه هاتا الان و این بحث فرهنگ ومذهب خانوادگی هم درست نیست چرا که حس وواقعیتی است که خدا در فطرت پاک همه انسانها قرار داده حالا اگر کسی ادعا کرد اینطور نیست وعادی میشه در واقع از فطرت اصلی خودش دور شده ودیگه کمتر حس میکنه ولی واون واقعیت سر جاشه .پس خودمون رو گول نزنیم با این جملات یا ارجاع دادن به گذشته خیریه اینکه مگه قبلا چکار میکردید و....بحث اصلی رو بچسبیم وعمل کنیم فقط وفقط برا خیر خودمون وسابقون.
به شنيده ها تون ونقل قول ها از بقیه هيچوقت اعتماد نكنيد.به قول يكي از استادامون كه اردات خاصي بهشون دارم ، ما اكثر مواقع قرباني سوئ تفاهم ها ميشيم. وپدرم همیشه یه داستان و جمله رو به من میگن،اتفاقا همین امروز هم گفتن که حرف زدن راحت ترین کاره :یکی از علما که کارش خیلی درست بوده مدتها بعداز فوتش به خواب نزدیکانش میاد(از دوستان وهم کیشان بوده ظاهرا) وحالش رو در برزخ میپرسن واون عالم میگه: حساب خیلی خیلی سخته.یه روزی وقتی بارون بارید گفتم عجب بارون به موقعی! وبرای این جمله خیلی وقته گیرم که مگر کاری از کارهای خدا بی موقعس که گفتی اینبار به موقع بود! حالا ایشون عالم بودن و به تناسب موقعیت وعلمشون سر این یه جمله ی به زعم مامثبت خیلی معطل شدند وماها شاید برای این جملات نه ولی برای درجات پایین ترش که حتما مواخذه میشیم پس حواسامون بیشتر جمع باشه چی میگیم...
برای کسانی که رفتند وحتما خیر رو در این ديدند آرزوي سعادتمندي دارم ومطمين باشید اونها هم در حد توانشون برا سابقون موندن. وبراي اونهاي هم كه موندن ارزوي صبر وتوفيق.
بنده هم تو اين چند ماه در حد توان كنارتون بودم ووظايف خانمهاي نظارت رو انجام دادم و در حال حاضر با اين روال و... وبيش از اين در توان وفكر وذهنم نميگنجه سابقون.
در اخر تشكر ميكنم از سابقونيهاي جديد بخصوص اعضای وبلاگ كه مدتهاست از من خواستند پستي بنويسم واين كار رو نميكردم.دلیلشم این بود که نميدونستم چي بايد بگم.در حال حاضر هم هنوز خیلی گيجم و باور کنید از تجربه خودم میگم که این چند ماهه نظارتی بودن خیلی سخت بود وآدم واقعا میخواد کاری بکنه و نمیتونه یا نمیشه، اگر جايي از پست رو نفهميديد ببخشید وحق بديد.
ماه محرم هم هست واز جمع اضداد گفتم و خوندن مطلب پایین خالی از لطف نیست که مادرگیر چه اضدادیم و...
امام حسین(ع) جامع صفات متضاد:
"انجناب جمع صفات متضاد است وبیانش انست که گاهیی به جهت بعض صدمات مضطرب میگردید اطمینان ووقارش زیاده میگردید، پس جمع نموده بود بین اضطراب ووقار، آنجناب در چند موضع گریان گردید ومع ذلک صبور بود چنانچه ملائکه از صبرش متعجب شدند،پس جمع نمود مابین گریه واصطبار. یکه وتنها در میان دشمنان بسیار محصور گشته با این وجود دل از دست نداده بود وهر چند اصحاب وانصارش را کشته بودند ویاوری برایش نگذاشته بودند،خودش طلب خون خود نموده از دشمنان وکشتار بسیار نمود وبا وجود تنهایی از شدت جلالت گویا لشگر وعسکر فراوان دارد که چون حمله بر ایشان میکرد فرار میکردند مانند گله گوسفند که گرگ در ایشان افتد..." ( از کتاب خصایص الحسین ومزایا المظلوم ایت ا..شوشتری وترجمه ایت ا...شهرستانی)
خدایا حکمت تقدیرت رو به من نشان بده که ندانسته درهایی که از رحمت به رویم میگشای نبندم وبا اصرار درهایی که به رویم میبندی نگشایم...
"یک عمر اسیر نفس بودیم ولی
این ماه بیا حر ریاحی باشیم"
انشاا... که خدا عاقبت امرمون روختم به خیر کند....
همگی حلال کنید...
والسلام علی من اتبع الهدی