در همسایگی خدا

به نام پروردگاری که نامش آرامش بخش دلهاست

سابقونی های عزیز سلام، ایام به کام

فرارسیدن ماه میهمانی خدا را به همگی تبریک عرض می کنیم.

آمده ایم تا یکی دیگر از طرحهای زیبا و پرطرفدار وبلاگ را که ویژه ی این ماه است به شما معرفی کنیم.

و حکایت از این قرار است که:

/ ما به چهار تیم نیاز داریم. دو تیم از خانم ها و دو تیم از آقایون. تعداد اعضای تیم اختیاری است ولی حداقل دو نفر لازم است. دوستانی که از بازدیدکنندگان وبلاگ هستن خودبه خود در جریان قرار می گیرند. سایر دوستان را هم از طریق سیستم پیام کوتاه(!) در جریان قرار خواهیم داد. فقط شما خوانندگان وبلاگ که مایل به حضور در طرح هستید بعد از انتخاب هم تیمی های خودتان ما را هم در جریان بگذارید( نگفتم ثبت نام کنید چون ظاهراً به این اسم آلرژی دارند بعضی ها!)

/ چهار عنوان متناسب با ماه مبارک انتخاب شده است:

هفته اول(یکم تا هفتم رمضان) با موضوع روزه،

هفته دوم (هشتم تا چهاردهم رمضان) با موضوع اکرام(چون میلاد با برکت امام حسن(ع) را در هفته داریم)،

هفته سوم( پانزدهم تا بیست و دوم رمضان) با موضوع امام علی(ع)

و هفته چهارم(بیست و سوم تا سی ام رمضان) با موضوع آمرزش.

/ هر تیم مدیریت مطالب وبلاگ را در یکی از این چهار هفته بر عهده خواهد گرفت.

/ هر هفته وبلاگ شاهد سه پست با فاصله منظم خواهد بود( شنبه، دوشنبه، چهارشنبه) و در روز پنجشنبه اتاق شیشه ای برگزار خواهد شد.

/ مطالب پستها با توجه به موضوع منتخب از منابعی که معرفی خواهیم کرد برداشت می شوند. مثلا در خصوص موضوع روزه ما سه کتاب معرفی می کنیم. گروه اول می تواند هر سه کتاب را مطالعه و خلاصه مطالب آنها را درباره موضوع روزه در قالب سه پست به مخاطبین ارائه دهند. و یا می توانند فقط یک کتاب را انتخاب کنند. این به اختیار خود شماست( خودِ آنها). البته پا به پای نویسندگان، مخاطبین هم می توانند( یعنی باید!) کتاب یا کتابهای معرفی شده را مطالعه بفرمایند.

/ پس تا اینجا سه پست در مورد یک موضوع داریم به اضافه معرفی یک یا چند کتابی که پیرامون این موضوع هستند.

و اما اتاق شیشه ای...

/ در طول هفته(از شنبه تا 5شنبه) مخاطبین و اعضای گروه درگیر موضوع آن هفته هستند و در پایان هفته آموخته ها، سؤالات، شبهه ها و ... خود را با هم به اشتراک، یا به بیانی بهتر به بحث، می گذارند.

/ نحوه اجرای اتاق شبیه اتاق های یکشنبه است. فقط با این تفاوت کوچک که پنجشنبه ها و از ساعت 6 الی 7 بعداز ظهر برگزار خواهد شد( چه تفاوت کوچکی!)  یعنی ما در ماه مبارک اتاق شیشه ای و احرام انتظار نداریم.

/ در پایان ماه مبارک هیئت داوران به تیمی که توانسته باشد طرح را هم از بعد آموزشی و هم از نظر تکنیکهای سمعی و بصری، نظم در درج پستها، مدیریت خوب اتاق شیشه ای و ... به بهترین نحو برگزار کند جوایز ارزنده ای اهدا خواهد کرد.

/ انشاءالله با همت شما سابقونی های عزیز این طرح هم مثل طرح مَحرَم مُحَرَم به خوبی و پرشور برگزار خواهد شد.

پاسخگوی سوالات شما در بخش نظرات هستیم.

پی نوشت 1: ندارد

پی نوشت 2: خوب عزیزِ من وقتی پی نوشت 1 نداره، 2 هم نداره دیگه!

پی نوشت 3: نه خدایی 3 را داره. مهلت اعلام تمایل برای حضور در این طرح تا وقتی است که صدا و سیما اعلام کند حضرات هلال ماه نو را رؤیت فرموده اند. یعنی دقیقا تا شب یکم.

اتاق شیشه ای 5  و روابط عمومی+  پیشنهادات برای ادامه کار  اتاق شیشه ای در ماه رمضان

                                                      "بسمه تعالی"
            با سلام و احترام

به قول مرحوم دکتر علی شریعتی
حرف هایی هست برای گفتن
.
.
و حرف هایی هست برای نگفتن!

به طرز کاملا دوستانه ای باز هم امشب این دوستان محترم وبلاگی (  فقط همون مسئول فرهنگی زو میگن! )مارو غافلگیر کردن و دستامونو یه بار دیگه در پوست گردو گذاشتن!
شمام اگه ساعت 8 شب بتون می گفتن(شما بخونین :ما خودمون زنگ زده بودیم احوالشونو بپرسیم، ناگهان میگن  خوب شد زنگ زدین  میخواسم  بتون زنگ بزنم  که اتاق شیشه ایو یادآوری  کنم!!!!!!خب  حال و روزی بهتر از من نداشتین. اگه چیزی از قلم افتاد تو نظرات می نویسم .)
گزارش عملکرد:
1.انعقاد قرار داد کتب درسی مددجویان
2.انعقاد قرار داد لباس برای مددجویان
3.انعقاد قرار داد کفش برای مددجویان
4.ارائه تسهیلات دندان پزشکی به مددجویان و پرسنل
5.ارائه تسهیلات خوابگاه
6.ارائه تسهیلات تخفیف شهریه
7.در اختیار گرفتن تریای دانشکده ادبیات
8.ارسال و پیگیری نامه ها باسیستم اتوماسیون
9.انجام کارهای روتین بخش(ارسال و پیگیری نامه های درخواستی مسئولان)چشم انداز:
1.راه اندازی سایت و به روز رسانی
2.تمدید قرار داد لباس وکفش
3.مذاکره جهت انعقاد قرار داد با یکی از بیمارستانهای سطح شهر به منظور درمان مددجویان
4.تبلیغ خیریه در اول مهر، طول سال و.......... با کلی ایده های توپ و جدید!
5.مذاکره جهت در اختیار گرفتن غرفه جند ماهه در تالار آوینی
تمدید قرار داد تریای دانشکده ادبیات و اتعقاد قرار داد به منظور در اختیار گرفتن مکانهایی جهت اشتغال زایی مددجویان البته در صورت صلاحدید دبیر
6.ارائه طرحی از خیریه به وزارتخانه
7. تهیه بروشور رسمی خیریه
8. ..............
منتظر نظرات و پیشنهاداتتان هستیم.
فقط خدا به خیر کناد!
و من الله التوفیق

پی نوشت 1:نظرتون رو درباره 4اتاق شیشه ای قبل( مدیرت وب   فرهنگی  جذب  منابع وموسس)بگین به هر صورتی که خواسین.ترینها! انتقاد و کلا اینکه به چه صورت ادامه یابد؟

پی نوشت 2:درباره ادامه اتاق شیشه ای در ماه مبارک رمضان وطرح های پیشنهادیتون هم بفرمایین...

غذا چی دوست داری؟؟؟؟!!!!

تا حالا شده به این فکر کنی که تو یه موقعیتی قرار گرفتی که مجبوری شاهد یه عمل زشت و وقیحانه باشی؟!

و بعدش باز به این فکر کردی که عکس العملت تو اون موقعیت چی می تونه باشه؟!

بذار من حدس بزنم.شاید کمترین و معمولی ترین حرکت همه تو اون لحظه ترک اونجا باشه.تازه این حداقل کاریه که انجام می دیم دیگه!نه؟!

و تا حالا شده که تصور کنی که این عمل زشت در ملا عام باشه و کسایی هم که دارن انجامش می دن،ازین وضعیت ابایی نداشته باشن؟!

وااااااای!حتی فکر کردن بهش،آدمو مبهوت می کنه!اینقد سخت و سنگینه که آدم حتی دوست نداره بهش فکر کنه...

(جسارت در گفتار منو به این جهت که چون بعضی وقتا تو لفافه گفتن بعضی چیزا به طور وحشتناکی از تاثیرش کم می کنه رو ببخشین.

موضوع این هفته احرام انتظار یه مسئله خیلی فراگیر تو جامعه ی ماست!(متاسفانه)

موضوعی که که تاحالا خیلی در موردش شنیدیم.بیشتر از اون چیزی که بشه فکرشو کرد!

موضوعی که ریشه ی خیلی از مشکلات ماست مثل از بین رفتن اعتماد،سست شدن پیوندهای اجتماعی،بدبینی،و شاید مهم تر از همه این چیزا باعث از بین رفتن وحدت و به دنبال از بین رفتن وحدت از بین رفتن تعاون تو امور دسته جمعی.ولی ...

غیبت!مومن کسی است که غیبت دیگری را نمی کند!!

عجیب در مورد غیبت روایات داریم و روایات عجیبی هم.

روایت از رسول اکرم(ص):

درهمی که انسان از ربا به دست می آورد گناهش از 36 زنا بالاتر است و از ربا بالاتر آبروی مسلمان است!

دلم میخواست در مورد مطالبی که در مورد غیبت جمع آوری کردم بنویسم(در مورد تعریف غیبت،در مورد فلسفه های تحریمش،اقسام،نکوهشش از دید شرع،از ریشه های درونیش،پیامدها و راه های درمانش و...) که نگاهم به این روایت افتاد و ترجیح دادم که درباره ی این روایت بنویسم .چون توجه و تامل رو این روایت خیلی می تونه تاثیرگذار باشه.

پیامبر اکرم درباره ی درهمی از ربا فرمودند:بالاتر از 36 زنا!(به عدد توجه کنین)ربا که یه موضوع مادی و دنیوی است.اما فلسفه ی این شدت بزرگ انگاشتن چی می تونه باشه؟!شاید بشه ایطوری جواب داد:که زنا حق الله است و ربا حق الناس.و این تفاوت باعث بزرگی این گناه شده.حق الناس هم دارای اقسامه.خوردن ربا باعث ضرر مالی برای یه فرد میشه.باعث از بین رفتن سرمایه ی مادی یه فرد میشه.اما غیبت باعث از بین رفتن سرمایه ی بزرگتری مثل سرمایه ی آبرو،حیثیت و شخصیت یه نفر میشه!سرمایه ای که به قیمت تمام طول عمر به دست میاد.و غیبت برباد دادن این سرمایه اس.پس از 36 بریم بالاتر(و عطف توجه به مطلب اول پست!!!)

واینکه نمی دونم چرا ما اینقدر راحت غیبت می کنیم؟؟!!

اون عمل که حتی تصورشم باری ما سخت بود که کس دیگه ای انجامش بده،و غیبت که با جسارت تمام و به شدت و کثرت و راحتی آب خوردن انجامش می دیم!!!این فقط یه مقایسه ی اجمالی از دوتا گناه بود...

حیفم میاد که از یه حدیث دیگه در مورد غیبت ساده رد بشمو نگم:

خداوند به موسی(ع) وحی فرستاد:کسی که بمیرد درحالیکه از غیبت توبه کرده باشد،آخرین نفری است که به بهشت وارد می شود و کسی که بمیرد درحالیکه هنوز برآن اصرار دارد،اولین کسی است که وارد دوزخ می شود!!!

وای از بزرگی این گناه...

پ.ن1:تعریف غیبت:

"غیبت آن است که در غیاب کسی به بیان آنچه نقلش مایه ی ناخشنودی او می شود بپردازند"

پ.ن2:قرار شد هرهفته یه سری سوال هم در مورد موضوع بپرسیم.فکر نکنم که جای سوال باشه.چون تمام متن پر از سواله.سوال از نفس خودمون.که چرا؟!ولی با این حال کسی سوالی به ذهنش رسید از همه بپرسه.

پ.ن3:برای اطلاع و مطالعه بیشتر در مورد مباحث این پست می تونین به کتاب اخلاق الهی نوشته آیت الله مجتبی تهرانی و یا سایت آیت الله مکارم شیرازی(قسمت درس اخلاق)مراجعه کنین.

پ.ن4:دوری کننده ی از غیبت باشیم.یاعلی..

الحمد لله رب العالمين «و سقيهم ربهم شرابا طهورا»

به نام خدا

دوستان و همگاران سابقوني سلام!ايامتون به كام!

چند وقتي بود كه دنبال يه كتاب خوب مي گشتم تا به منزله ي ضمينه سازي باشه واسه اينكه دلمو،ذهنمو،خودم رو يه تكوني بدم و خلاصه،بشه باهاش خونه ي دلمو بريزم به هم و از نو بسازم...گشتم و گشتم تا بالاخره يه نفر يه كتابي رو بهم معرفي كرد،خيلي دنبال اون كتاب رفتم اما پيدا نكردم تا اينكه يه روز ديدم يه نفر بهم هديش داد(کارا خدا!!) كلي ذوق كردم و خوشحال شدم...شروع كردم به خوندن،هر چي مي خوندم بيشتر لذت مي بردم و مشتاق بودم كه به مطالبش عمل كنم و دلم مي خواست به همه بگم كه بريد و اين كتاب رو بخونيد.

حالا من اين حرفا رو زدم كه چي؟!

اين حرفا رو زدم و مي خوام اين كتاب رو معرفي كنم تا اين جمع سابقون،همه با هم همراه بشيم كه اين چند روزي كه مونده به ماه مبارك رمضان استفاده بيشتري ببريم از اين ماه و جسم و دلمون رو آماده كنيم براي استقبال از اين ماه عزيز و مبارك...باهامون همراه ميشيد؟؟!!پس بسم الله...

فقط بايد يه قولي بديم،قول بديم كه همه هواي هم رو داشته باشيم وبه چيزايي كه مي گيم عمل كنيم...باشه؟؟!!

معرفي كتاب

نام:شرح مراتب طهارت

نويسنده:استاد علامه حسن زاده آملي

شارح:استاد صمدي آملي

اين كتاب شامل 31 مجلس(فصل)هست كه 6 مجلس اول در خصوص طهارت ظاهر بحث مي كنيم و از مجلس 7 به بعد طهارت باطن...

سرآغاز سخن:

موضوع بحث رو به لطف خدا از مراتب طهارت آغاز مي كنيم تا ان شا الله به عنوان ابتدايي ترين عمل و مرحله براي مراحل بعدي كمالات انساني باشه.

در قرآن كريم در سوره مبارك حشر راجع به كفار اومده كه ايشان به ظاهر با همديگه جمع اند اما در دل از همديگه متفرق اند در صورتي كه قرآن،بهشتيان رو نسبت به هم همرو مي داندو مي فرمايد:ايشان در بهشت«با كاس معيني»كه در دست دارند همديگه رو تعارف مي كنند و با هم همدلند اما جهنميان از هم فرار مي كنند.

قرآن مي فرمايد:همين هايي كه به ظاهر با همند،در دل با هم نيستند.هر كسي كه دلش به دل ديگري راه داشت قطعا اين دو دل به هم رو مي كنندو اگر دو دل به هم رو كنند اهل باطن در خواهند يافت.(ادامه مطلب،زیاد نیست...کلیک کنید)

ادامه نوشته

حکمت خدا... یا... چگونه اتاق شیشه ای 4 را به عقب بیاندازیم!

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود.
او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست.
سرانجام خسته و نا امید، از تخته پاره ها كلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن لختی بیاساید.
اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید كه كلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.
بدترین اتفاق ممكن افتاده و همه چیز از دست رفته بود.
از شدت خشم و اندوه در جا خشكش زد. فریاد زد:
« خدایــــــــــــا! چطور راضی شدی با من چنین كاری بكنی؟ »
صبح روز بعد با صدای بوق كشتی ای كه به ساحل نزدیك می شد از خواب پرید.
كشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، و حیران بود.
نجات دهندگان می گفتند:
"خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم"

پ.ن.

شاید گفتن اینکه چی شد اتاق شیشه ای هفته گذشته به امشب موکول شد، ضرورتی نداشته باشه. فقط می دونم که حکمتی پشتش بوده. شک نکنید. بعداً در نظرات خواهم گفت چه حکمتی!

فعلا امشب را دریابید!

این شما و این هم اتاق شیشه ای ۴ و اعضای محترم هیئت مؤسس...

امشب و...

 

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم.

امشب و یک حکایت:

اسمش راگذاشته اند مقام امام زمان،کربلا.

درست کنارنهرعلقمه.می گویند ملک امام زمان است.همانجایی که عمویش عباس ازاسب افتاد….

هرجاکه بروی،زیارت کنی ازمسجدکوفه و سهله تاکربلا،امام زمان ما مقام دارد،قدم گذاشته است.حضورش راحس می کنی،نگاهش را،نوحه خوانیش برای جدش را…

می ایستدو گریه می کند-السلام علی الشیب الخضیب...السلام علی الخدالتریب...فلاندبنک صباحا"ومساء" -

صبح وشب می ایستدوگریه می کندبرای جدش،حسین!

 

امشب و یک هزار ستاره:

امام باقر-علیه السلام-فرمودند:

خداوندقسم یادکرده است درشب نیمه شعبان هیچ سائلی محروم نگردد.

پیامبراکرم-صلی الله علیه وآله-فرمودند:

دراین شب خداوندفرشتگانی را به آسمان دنیاوازآنجابه زمین نازل می کند.که ابتدادرمکه نازل می شوند.

حضرت علی-علیه السلام-فرمودند:

قسم به کسی که جان علی دردست اوست،کسی نیست مگراینکه آنچه تاآخرسال ازخیروشربراو جاری شوددراین شب رقم می خورد.

 

 

امشب ویک آسمون قدر….

*میگن نیمه ی شعبان همتای شب قدره ،علتش رو شمابگو!!!(این یه سواله..جدی جدی...جواب می خوایم)

دلمون می خواد امشب تالحظه ی سپیده،تاطلوع خورشیدانتظار بیداربمونیم.بیداربیدار…

اگه امشب بیداربودی و به کامپیوتر(رایانه)دسترسی داشتی،حتما کامنت بذار.

امشب آسمون دل همه ی شیعه ها مثل آسمون این شهرچراغونیه، ستاره بارونه.هوای دلهاهم عطرحضورگرفته.غرق نشاطه.مالامال ازانتظاره.پرازلبخند،وکاش پرازعشق وکاش ای کاشهایمان هم برآورده شودبه گوشه ی چشم مولا…

 عیدتون مبارک.

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم.

این یه پست طولانیه ولی با دقت تا تهش بخونین!اول تو تنها نیستی!بعدم جمعبندی2اتاق شیشه ای

دل نوشته ای از ف. حسن پور                             توتنهانیستی....
توتنها نیستی!دستان بسیاری ماننددستان تودرحال نیایش اندوخداراروزوشب صدامیزنندوبرای آرزوهای به دل نشسته شان دعا می کنند.چشمان زیادی به نقطه ی معجزه دوخته شده اندوبسیارکسانی که برای اجابت خواسته هایشان صف کشیده اندوانتظارمی کشند.آری فرشتگان این چنین اند...
توتنها نیستی،تاوقتی که برای شادی وغم مرزی معین نکنی.اگرخوب توجه کنی هرحادثه ای درهستی،خیراست.این حادثه بایدبه توکمک کندتاخودت رابهتربشناسی وبه تعریفی ازوجودت برسی. نگاه کن؛توازاین مرزبیرون نیستی.هیچ کس باعث ناکامی تونیست.تاوقتی به دنبال مقصرمیگردی رشدنمیکنی،وقتی شکایت میکنی،وقتی ناامیدی واحساس تنهایی می کنی،جرأت روبه روشدن با واقعیت هارانداری؛یعنی دروجودت یک ناهماهنگی رخ داده است،یکی ازاین نت ها ازوزن خارج شده است وذهنت نمی تواندباطبیعت رویدادها هم سوبشود؛دراین حالت رهبرارکست توهستی.این سازها بااشاره توبه صدادرمی آیندوبااشاره توکوک می شوند.وقتی تونمی توانی خودت رابپذیری پس واقعیت هاراهم نمی توانی بپذیری!وباورنکردن واقعیت هاسخت است...؛پس سعی کن ،توهم می توانی رهبرارکست باشی.
حالاقدبکش،بلندوبلندترشو...به انسان های سرافرازنگاه کن،کسانی که موفق اند،کسانی که پیشروهستندوازصفربه ایده آل های خودشان رسیده اند.اززمین خاکی تاآبی آسمان فرصت پریدن داری،دراین رؤیا سفرکن!
تومیتوانی... شعبان  تورا میخواند.....رمضان  منتظر توست....
من رادوباره بخوان ازنقطه ی شروع.پرنده بهشتی من، توتنهانیستی!!!خدا.باتوست 

* جمع بندی ۲ اتاق شیشه ای: (فرهنگی ووبلاگ)

وبلاگ خیریه دانشجویی سابقون در تاریخ31اردیبهشت 87تاسیس شد.روزهای پرازفرازونشیب زیادی به خودش دید.بعداز1 سال تجربه با 3دوره مدیرت،3 ماه پیش  یعنی مصادف با چهارمین دوره مدیریت،طرحی ورویکرد جدیدی ارائه شد...بله..! مدیریت مشارکتی.حذف نام نویسندگان از پستها،جایگزین شدن  مدیریت  وکاتبان سابقون و...یه عالمه برکات وفواید دیگر...مدیرت مشارکتی : به این معنا که همه نویسنده هامدیر هستن(به معنای واقعی کلمه)ونهایاتا یک نفر نقش هماهنگی ونظارت را در تیم  برعهده دارد.بعداز مدیدرت مشارکتی  واتاق شیشه ای 1 طرح جدیدی  ارائه شد به نام  مدیریت گردشی...  با این   معنا که مدیریت مشارکتی به عنوان طرحی  فوق العاده موفق در وبلاگ پابرجاست  با این تفاوت که زین پس نقش نظارت  وهدایت هم گردشی خواهد بود...یعنی به فاصله های زمانی متفاوت (1  یا 2 ماه،به توافق خود مدیران)یک نفر از تیم وب این نقش رابر عهده میگیرد. که این  ماه  خانم دلداده ناظر هستن.پی نوشت1: تیم وب  در حال حاضر:خانمها  دلداده،کیوان،جولایی، وطباطبایی  ورمضانی  وآقایان:نوری وروح الامین هستند. که با شرایطی  این تعداد قابل اضافه شدن را دارد.کم شدن  نه دیگه!!نشد!! حالا اگر شرایط فورس ماژوری پیش آمد با ارائه  545  دلیل! کاملا منطقی ،بدون توجیه وبهانه  وبا معرفی  یک  مدیر جدیدی  به جای خود و توجیه  کامل آن مدیر و...میشه یه کاریش کرد! یعنی فکر خروج رو از سرتون بیرون کنید!!اینجا موسس ومرکزی نیس که....!!

 فرهنگی :بنا به نظرات مفید دوستان در اتاق شیشه ای 2 تقسیم مسئولیتی که که به تناسب طرحها مطرح شد به این شکل تغییر کرد:رابطین ومسئولین طبق  تقسیم بندی  مخاطبین فرهنگی:   *مسئول کار فرهنگی برای پرسنل( رابط فرهنگی_پرسنلی: خانم پناهی). مسئول کارفرهنگی برای اساتید وخیرین(رابط فرهنگی_جذ ب منابع:آقای نوری) مسئول کار فرهنگی برای مددجویان( رابط فرهنگی ـشناسایی:خانم کیوان) مسئول کارفرهنگی  برای عموم(رابط فرهنگی_روابط عمومی:خانم دلداده) ومسئولین طرحها تحت نظر رابطین معرفی شده فعالیت  میکنند.به عنوان مثال طرحهای شرب مدام واحرا م انتظار  وکتابخونه زیر نظر خانم پناهی. یا نشریه  وبسته فرهنگی زیر نظر آ نوری....به لطف اتاق شیشه ای 2 استارت کار فرهنگی برای اساتید هم زده شد  ودر حال اماده کردن بسته ای پرمحتوا و...هستیم.

ومسئول شرب مدام  خ. دلداده  هم به لطف اتاق شیشه ای  در مورد شرب مدام اینگونه  گفتند :هنگامی که دوستان پیشنهاد اجرای طرحی با مشخصات شرب مدام را مطرح کردند، خیلی خوشحال شدم. خوشحال از اینکه در کنار خدمت کوچیکی که داریم به بندگان خدا می کنیم، یه خدمت کوچیکی هم به خودمون بکنیم. هنگامی که دوستان پیشنهاد مسئولیت این طرح را به بنده ی حقیر دادن باز هم خوشحال شدم. علتش را هم در قالب یک کامنت فکر می کنم حدود اسفندماه بود که نوشتم.
شرب مدام نه هیئت بود، نه گردهمایی، نه صرفاً ختم ماهیانه ی قرآن. همه ی اینها بود و هیچکدام نبود
 مشغول تماشای مسابقات بین المللی قرآن بودم. یه جمله ی زیبایی شنیدم: شما اگه یه سبد سیب را روی سرتون بگیرید و توی خیابون راه برید هیچ سودی عایدتون نمی شه مگر وقتی که یکی از سیبها را بردارید و بخورید. اون موقع است که شیرینی سیب را درک می کنید. قرآن هم مثل یک سبد سیب می مونه. تا وقتی توی این مراسم و اون جلسه فقط روی سرمون بگیریم کافی نیست. باید قرآن را درک کرد( عرض کردم این تشبیه ابتکار مجری سیما بود، عفو کنید!)
ما هم ایده مون همین بود. قرآن را وارد زندگی مون کنیم. یا نه! ما وارد قرآن بشیم.
و قبول کنید رفقا، که توی این راه و این هدفی که ما در نظر گرفتیم، اشتباه و نقص و کم کاری و خدای ناکرده انحراف ممکنه رخ بده ولی...
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار/ که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
ما خودمون را مصون از خطا نمیدونیم. ادعایی هم نداشتیم و نداریم. از اولش گفتیم و حالا هم میگیم که ما هدفمون قرآنیه، اگر هم جایی داریم خطا می ریم این انتقادات دلسوزانه ی شمای مخاطبه که ما را دلگرم و هوشیار می کنه.به لطف خدا تا امروز سه دور از ختم قرآن انجام و پیرو اون سه گردهمایی هم برگزار شده. گردهمایی را سعی کردیم جوری برگزار کنیم که هم نشاط لازم و جذابیت کافی را داشته باشه و هم از بحث اصلی که عمل به قرآنه دور نشیم.
در نهایت عرض کنم که بنا را بر این نهادیم که به زودی یک نظرسنجی کلی در مورد شرب مدام برگزار کنیم تا در نهایت به این نتیجه برسیم که آیا ادامه ی این طرح و طرحهایی از این دست ضروری ست یا خیر. فعلا هم میتونین در همین پس نظراتون روبگید.چون خودمون به ایت نتیجه رسیدیم که اگه نظر سنجی هم بذاریم  باز خودمونیم فقط که نظر میدیم و...
 پی نوشت 2: دیگم  بگم از فواید اتاق شیشه ای؟؟ بگم؟ بگم؟ حالا هی شرکت نکنین  وبگین وقت تلف کردنه  .دور همین بیخودی!

و  منتظر   چهارمین  گردهمایی... و چهارمین  شماره نشریه خودمونی سابقون باشید..

پی نوشت ۳: قول داده بودیم نتایج وجمعبندی رو بزنیم .اذا وعد وفا...حالام  منتظر نظرات شما دراین پست هستیم. این اعیاد مبارک  ورو هم به همه اهالی سابقون تبریک میگیم  والتماس دعا داریم                          یاحق

اتاق شیشه ای 4  وموسسیها........

سلام
جوونا روزتون مبارک
در نهج الفصاحه خوندم که پیامبرفرمود:هر کس هر آنچه در دست می گیردضامن است تا آنکه آن را بدست صاحبش برساند.
حالا همه سعی کنیم که خیریه را با اهداف مقدسش به دست صاحب اصلیش بروسنیم
اما موسس
اتاق شیشه ای امشب که برای موسس است چند تا ویژگی داره:
1-کم حرف میزنیم تا بیشتر بشنویم

2-اینکه شاید چند ماهه که موسس به طور اختصاصی کارش را شروع کرد پس گزارش عملکرد مربوط به این چند ماه

گزارش عملکرد:
ما هم مثل همه بخش ها که بازتعریف کردند یه تغییراتی تو موسس دادیم مثلا اینکه دوستان مرکزی در ضورت تمایل البته با شرایط میشه عضو موسس بشن
دوم انکه اساس نامه خیریه باسختی هاش تصحیح و تکمیل شد
سوم اینکه برسی نقاط قوت و ضعف و مشکلات بخش ها ی خیریه
...........چهارم
البته همه مصوبات هیئت موسس در خیریه موجود می باشد

در آخر ما پذیرای نظرات انتقادات و پیشنهاد های سازنده شما چه امشب چه در جلسات موئسس بوده ایم

شهاب الدین يحیی سهروردی

سهروردی را اغلب با نام «شیخ اشراق» می شناسند، و «شیخ شهید» نیز. شیخ اشراق از آن رو که با نوشتن کتاب «حکمت اشراق» توانست روحی تازه در کلبد اصول و مسائل شرقیان که به دست فراموشی سپرده شده بود بدمد و عالم حکمت و فلسفه را مدیون خویش سازد. و شیخ شهید از این جهت که در سن سی و شش سالگی به دنبال کینه ورزی دشمنان انسانيت که زير عنوان حمايت از دين و خداشناسي، خدانشناس بودند به دست صلاح الدین به زندان افتاد و در همان جا جان سپرد. سهروردي قرباني دانش زياد خود و عشق به گسترش آن گرديد. هرچند باید اعتراف کرد که شهاب الدین سهروردی در همان سن جوانی در اوج بود و سرآمد فلاسفه و حکما و علمای عصر خود شناخته می شد.

در ميان همه آثار و تأليف هاي سهروردي کتاب "حکمت الاشراق" بزرگترين و مهم ترين اثر وي مي باشد. اين کتاب در حد خود يک شاهکار بي نظير و بي مانند فکري بشمار ميرود. حکمت شرقيان يعني فلسفه عالي پارسيان، در دوران بعد از اسلام مدت شش قرن در اثر توجه زياد بيشتر عالمان اسلامي به فرهنگ سامي در بوته فراموشي و در سراشيب تباهي و نابودي افتاده بود. سهروردي با گرد آوردن آن در اين کتاب زندگي نوين به آن بخشيد و روحي تازه در تاريخ فلسفه اسلامي دميد. حکمت الاشراق يگانه کتاب مفصل در فلسفه اشراقي است و بايد آن را (التعليم الاول) ناميد.

یه پی نوشت از نوع پست:

و اما احرام انتظار این هفته «ولا يذكر احداً بغيبة» است، در اهمّيّت غيبت همين بس كه مرحوم شيخ در مكاسب مى فرمايد غيبت كننده اگر توبه نكند اوّلين كسى است كه وارد دوزخ مى شود و اگر توبه كرده و پذيرفته شود آخرين كسى است كه وارد بهشت مى شود. غيبت آبروى مسلمان را مى برد و آبروى انسان مثل خون او محترم است و گاهى آبرو از خون او هم بالاتر است.

اما اصل غیبت چیه؟

گفتن از بد و خوب هر کسی که تو مجلس نیست غیبته؟

اصلا اقا اشکال داره غیبت کنیم ولی قول بدیم ابروی کسی نره؟

خوب اخه بعضی وقتا برا دفع افسدم که شده باید پای فاسد رو کشید وسط. اونوقت چی ؟ بازم گناهه؟

دوستان سلام
عیدتون مبارک.امروز 6مرداد ماه روز کارآفرینی و فعالیت های فنی حرفه ای بود. خیلی فکر کردم که برای این روز به عنوان یه مسئول کار آفرینی با توجه به اینکه تابستونه چه کاری میتونم انجام بدم.بهترین فکری که به ذهنم رسید این بود که با اجازه ی وبلاگی ها یه ّّّّّّّپست بذارمو از کارآفرینی و اهدافش از مشکلاتشو مسئولیت هاش از برنامه هایی که براش داشتم و دارم براتون بگم. خانم رمضانی هم لطف کردنو نوبتشونو به من دادن.پس صمیمانه ازتون دعوت میکنم که این پست رو بخونید:( م.صفی زاده)
مقدمه:
یه روز یه جوجه عقاب وقتی از کوه پرید تا پرواز کردن رو یاد بگیره افتاد تو لونه ی اردکا و شد عضوی از اونا.یواش یواش دیگه یادش رفت که یه عقابه و شد یه اردک تمام عیار...یه روز چشمش به عقابای آسمون خوردو تو دلش گفت:خدایا چی میشد منم مثل اینا پرواز میکردمو اوج میگرفتم؟تو همین فکرا بود که یه دفعه عکسشو تو آب دیدو متوجه شد که چقدر شبیه اون عقاباست.یه کم که به مغزش فشار آورد فهمید هیچ فرقی با اونا نداره جز اینکه اونا میدونن عقابنو اوج گرفتن ولی اون اشتباهی خودشو اسیر زمین کرده بود... شروع به تمرین کرداز شاخه به اون شاخه از این قله به اون قله تا بالاخره قبول کرد که یه عقابه و تو آسمون اوج گرفت تقریبا همه ی ماها میدونیم که چی شدکه کارآفرینی توخیریه به وجوداومد ولی این روزا انگارسرضرورت وجودش وکم کاریش، اینکه آمالیه وفقط درحدحرف قشنگه گوشه وکنارخیریه بحثه .
شایدنظرخیلی ازشماها این باشه که تاحالاکاری انجام نداده وضمانت اجرا نداره ولی باورو اعتقادمن چیزه دیگه ایه.
زمانی که مسئول کارآفرینی شدم من بودم ویه عالمه طرح وایده بایه عالمه انتظارازکارآفرینی واسه انجام شدن شون!
بسم الله گفتم وشروع کردم باکلی انگیزه وجسارت ولی وقتی کارشروع شدبه مشکل برخوردم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون فقط من بودم وایده ها!
وقتی خواستم کلاس های کاریابی سریع رو بامرکز مشاوره شروع کنم اجازه ارتباط بامددجوها برام تعریف نشده بودبنابراین از20نفرمددجوی خانمی که ثبت نام کرده بودند فقط 7نفر که البته هفتمیشم خودم !بودم توکلاسها شرکت کردند من این حق واجازه رو نداشتم ومی خواستم که مددجوهام رو ببینم باهاشون حرف بزنم وتوجیه شون کنم بهشون بگم که قراره چیکاربکنیم ولی بعدازجلسه اول بودکه تونستم فقط اجازه بگیرم یه تماس تلفنی داشته باشم وبگم چرانیومدید!همین..
ازاون طرف مرکز مشاوره میخواست واسه راحتی کارخودش توی6 جلسه ،کاریابی وکارآفرینی رو باهم برگزارکنه امامخالفت کردم وخواستم که دخالت نکنندوفقط 6جلسه کاریابی برگزاربشه .
حالادیگه اردیبهشت شده بودوفصل امتحانات ! به نظرشما کی می اومد کلاس کارآفرینی ؟؟!!

برای بارسوم رفتم پیش دکترعابدی وراضی شون کردم که یه دوره ی کامل کارآفرینی باحضورخودشون ازمهرماه باتخفیفات ویژه وضمانت اجرای ایده های تجاری وکارآفرینانه! برامون برگزارکنند؛البته بماند که دیگه میخواستند سرشون رواز دست من بکوبند رومیز!!!
برای تابستونم رفتم مرکز فنی وحرفه ای که متاسفانه کلاسهای مناسب برای مددجوهای بومی ما نداشت ولی خبرخوب این که یه سری کلاسهای جدید گذاشته که پیگیرشم ...
یادم نمیره که تواولین جلسه شورای مرکزی وقتی ایده هایی که بچه هاداده بودندوپیگیرش بودم رو مطرح کردم هرچند ایده ها پخته وبی عیب نبودند اما جای کاروتامل داشتند ولی به قول بچه ها همون موقع برجکم رو زدندوگفتند اینا کارآفرینانه نیست!!
خواهشا فقط کارکارآفرینانه بکن!!!
ماهم گفتیم چشم.
حرف دلم اینه که هیچ کس بامن همکاری نکرد ؛ناشکری نمی کنم دوسه نفرازدوستان باهام هم فکری می کردندوازشون انرژی می گرفتم اما کارآفرینی یه کارخلاقه،پروبال میخواد،جسارت میخواد، ولی انگارهمه قیچی به دست بودند؟! همه می پرسیدند چی شد؟چی کارکردی ؟پس کو؟چراهیچ اتفاقی نمی افته؟
اماکسی پابه پای من نبود که شاهدش بگیرم که من کم نذاشتم ،وقت تلف نکردم ،بی راهه نرفتم ...ولی خدارو شاهدمی گیرم که تاالان هرکاری ازدستم برمی اومده انجام دادم ،کارآفرینی این جورنمی مونه،کارآفرینی شهید نیست! این ماییم که هیچ وقت نه توی شورامرکزی نه توی جلسات بهش فرصت حرف زدن نمیدیم ولی باعملش وباکاراییش باهاتون حرف میزنه واجازه نمیده راجع بهش قضاوت ناآگاهانه بشه ،کارآفرینی ضمانت اجراداره حالاکه به یاری خدا وبه لطف خانم رفیعی مسئول شناسایی هم شدم تمام سعیم رو می کنم که مددجوهای مستعد روجمع کنم وکارروبه طورجدی ازمهرماه شروع کنم .
من به این خیریه که همه میدونید چقدربرام مقدسه؛ به خدا وبه وجدانم متعهدم ،مطمئن باشید کم نمیذارم واجازه نمیدم که شرمنده خداوشماها بشم.ضمانت کارآفرینی منم وتعهدم ! ضمانتش مددجوهایی اند که توجیه میشن وکارمی کنند !ضمانتش خدای این خیریه است که هیچ وقت نذاشته هیچ کاری روزمین بمونه!!....
اینا توجیه نیست ؛اینا حرف دل یه مسئوله که تنهاانتظاری که داره اینه که باهاش همکاری بشه...منتظرانتقادات ،پیشنهادات و...تون هستم.ممنون که به حرفام گوش دادید.یاعلی...

پی نوشت ۱:راسش  دیروز ۶مردادبود وبه دلیل یه سری مشکلات این پست به تاخیر افتاد. و  طبق برنامه  وبلاگ دیروز باید جمعبندی ۲اتاق شیشه ای اول زده میشد+مناسبت این اعیاد بزرگ  وماه مبارک  شعبان. که بنده(رمضانی) از تیم وبلاگ  ومخاطبین  محترم عذر میخوام. حالا اینبار شماها بیاین تو نظرا به ما تبریک بگین!!البته این پست  خیلی  شبیه  اتاق شیشه ای شد!! از بس  دیدیم این طرح  جدیدا طرفدار پیداکرده خب مام ادامش دایدم دیگه!چون هدف ما جلب رضایت  خداست اول  بعدم شما!!!توجیه کننده تر از من دیده بودین؟!

پی نوشت۲:نویسنده محترم این پست به عنوان  حرف دل( که البته حرف دلشون خیلی شبیه  اتاق شیشه ایه!)خواهان زدن این پست شدن.حتما بعداز تبریکاتون در نظرات در مورد کارآفرینی هم نظر بدین.( حالانه همونجور که پیرو نظر آجعفری نظر دادینا!)

اتاق شیشه ای از نوع جذبش

السلام علیک ایها العبد الصالح،المطیع لله ، و لامیرالمومنین والحسن والحسین ورحمه الله و برکاته...
سلام بر آقایی که در صورت و سیرت ماه تابان بنی هاشم بود
در روایت اومده که روز محشر پیغمبر به امیرالمومنین میفرمایند : ( از دخترم زهرا بپرس که در این فزع اکبر و در این قیامت برای شفاعت چه داری ؟ ) و حضرت علی پیام پیغمبر رو به حضرت فاطمه می رسونن و ایشون میگن : ( کفانا فی هذا المقام ، الیدان المقطوعتان من ابنی العباس ) برای ما در شفاعت دو دست بریده ی پسرم عباس کافی است )
و سلام بر آقایی که دستان بریده اش شافع روز جزاست

و سلام و تبریک بی حد و حصر به شما بزرگان سابقونی...
من باب فتح باب بحث و برای اطلاع بیشتر ، تغییرات جذب منابع مالی در جریان باز تعریف و سپس گزارشی از مختصر عملکرد این بخش در ماه های گذشته و همینطور چشم انداز این بخش ان شا ا... بیان میشه.
تغییرات :

در جریان باز تعریف تغییرات ماهیتی چندانی حاصل نشد و صرفا در عناوین و تقسیم بندی ها تغییراتی به وجود اومد.
تا قبل از باز تعریف : جذب منابع مالی ( طرح اساتید-مشترکین و خیرین )
پس از باز تعریف : به دو قسمت ( خیرین – امور مشترکات ) تقسیم شد.بخش خیرین باز دو قسمت شد ( داخل دانشگاه-خارج از دانشگاه ) و خیرین داخل دانشگاه بازهم به دو قسمت تقسیم شد ( اساتید – کارمندان )
پی نوشت : خدا رو شکر تقسیم بندی همینجا تموم میشه و اساتید دیگه به دو قسمت تقسیم نشد...

گزارش عملکرد چند ماه گذشته :
ار بعد از دبیری آقای شریفی تا قبل از عید ، مشخصا برنامه ی هزار در هزار بود.
بعد از عید هم تا پایان ترم :
-تقسیم نیروها بین دانشکده ها جهت مراجعه به اساتید و پیگیری مراجعات
-شرکت در جشن اساتید و تهیه ی نماهنگی از گزارش عملکرد خیریه ، مخصوص اساتید
و یک ماه تابستون :
-تقسم نیروها در چهار کارگروه ( مشترکین – ایمیل و اس ام اس ( پیامک)- بانک اطلاعاتی - مدیر گروهان )
-جلسات تخصصی با هر زیر گروه به صورت هفتگی و نظارت بر حسن اجرای امور !
-بستن لیست نهایی خیرین و تقسیم خیرین بین رابط ها جهت مراجعه

-تقسیم نیروها بین دانشکده ها جهت مراجعه به اساتید و پیگیری مراجعات
-شرکت در جشن اساتید و تهیه ی نماهنگی از گزارش عملکرد خیریه ، مخصوص اساتید
و یک ماه تابستون :
-تقسم نیروها در چهار کارگروه ( مشترکین – ایمیل و اس ام اس ( پیامک)- بانک اطلاعاتی - مدیر گروهان )
-جلسات تخصصی با هر زیر گروه به صورت هفتگی و نظارت بر حسن اجرای امور !
-بستن لیست نهایی خیرین و تقسیم خیرین بین رابط ها جهت مراجعه

چشم انداز :
-تهیه و توزیع بسته های فرهنگی بین اساتید در مهرماه با رویکرد ارتقای میزان ریالی کمک ها
-تهیه ی مقدمات برای بستن طرح اساتید تا پایان نیمسال اول سال جاری و نهایتا تا پایان سال 84
-رسیدگی و برنامه ریزی بیشتر به قسمت های مغفول و نیمه فعال جذب منابع مالی ( خیرین خارج از دانشگاه – مشترکین – کارمندان ) با اتمام طرح اساتید

پی نوشت شاکرانه : از تیم وبلاگ بسیار ممنونم . به خاطر اینکه تازه می فهمم اگه یه خورده برنامه هاشون به هم بخوره و کارشون دقیقه نود بشه ، زدن پست چقدر سخت میشه. و اینکه جسارتا ببخشید اگه اولشو مناسبتی رفتم.

پی نوشت شاعرانه : و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم-------------که راز زندگی و مرگ آدمی این بود

و هب لی الجد فی خشیتک، و الدوام فی الاتصال بخدمتک ، حتی اسرح الیک فی میادین السابقین....

آزاده باشید
سپاس

پس نوشت:از آقای ذبیحی به خاطر مطلبشون ممنونیم.و اینکه اگه هیئت موسس موافق باشن هفته ی بعد نوبت این بخش باشه.نظرشونو اعلام کنن.

پس نوشت:به دلیل اینکه من شخصا مطالب(کلمات . جملات) رو با غرض رنگی یا بزرگ میکنم در تزیین این پست به دلیل اینکه نمی دونستم کجاهاش برای نویسنده مهمه این کارو نکردم...

شماتت بی شماتت...

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد.پسر را گفت نباید که این سخن با کسی در میان نهی.گفت:ای پدر فرمان تراست، نگویم ولیکن خواهم مرا بر فایده ی این مطلع گردانی.مصلحت در نهان داشتن چیست؟گفت تا مصیبت دو نشود:یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه!

مگوی اندوه خویش با دیگران                            که لا حول گویند شادی کنان

گویی در عصر سعدی و ماقبل آن هم،چنین ترسی برای مردمان بوده است که سعدی اینطور حکایت میکند.و سعدی هم کسی است که سخنان حکیمانه میگوید و اندرزهایی شنیدنی و برای عمل به آن خوب.و حقیقتا چرا اینگونه باید باشد؟!

و این در حالی است که پانزدهمین صفت مؤمن دقیقا عمل مقابل اعمال مردمان آن زمان و شاید     همه ی زمان هاست:

المؤمن لا یشمت بمصیبته...              مؤمن کسی را که دچار مصیبت شده است شماتت نمیکند

که بلا و مصیبت هم از سمت خداست.پس چه جای شماتت؟!

و چرا مؤمن سرزنش کند عملی را که از طرف خداست؟!

در حدیث است که بلا و مصیبت برای ظالم ادب،برای مؤمن امتحان و برای اؤلیاء درجه است.پس مفاد این حدیث این حقیقت را مینمایاند که هر بلایی برای هر فردی از طرف خدا و به صلاح فرد است.

پس چرا عادتا مردمان کسانی را که به مصیبت وارد میشوند سرزنش میکنند؟!

انجام این عمل که از ریشه منتفی است پس چه جای شماتت؟‍!

ولی در رد این نظر،نظر دیگری است که با تمسک به آیه ای از قرآن دریافت میشود و مضمون آیه این است:

مصیبت هایی که به مردم میرسد نتیجه عمل خود آنان است...

چگونه میتوان این دو نظر را جمع کرد؟؟؟

پی نوشتی از مسئول طرح احرام انتظار:

به رسم اسلام سلام؛

به اطلاع كليه ي دوستان سابقوني مي رسانيم كه مدتي پيش براي پيگيري هاي آينده ي طرح احرام اتظار ثبت نام صورت گرفت كه تعدادي از دوستان ثبت نام نموده كه عبارتند از:

آ. روح الامين خ. دلداده خ. آتشكار
آ. جعفري خ. رمضاني
آ. حسن پور خ. طباطبايي
آ. نوري خ. كيوان
خ. مكنون خ. جولايي

كه بازهم براي افرادي كه مي خواهند ثبت نام نموده ویا دوستانی که اسمشون از قلم افتاده از ديگر برنامه ها استفاده نمايند مهلتي ديگر به مدت يك هفته از تاريخ 1/5 الي 8/5 در نظر گرفته شده است تا دوستان بتوانند نام نويسي كنند.
برنامه ها:

1) گروه بندي اعضا براي ارائه ي گزارش
2) بررسي راهكارهاي عملي صفات
3) بررسي گزارش ها و انتخاب بهترين آنها
4) و خيلي كارهاي ديگر.....

آرزومند روزهاي خوب .....

و باز منتظر پی نوشتها و اطلاعیه های بعدی ما و مسئولین طرح ها باشید!