این مطلب عنوان ندارد!
این مطلب نویسنده هم ندارد!
لطفا برای این مطلب کامنت نگذارید!
چند روز پیش رفیق شفیق، یار گرمابه و گلستان که عنوان حقوقی اش مدیر وبلاگ است در گوشم آرام می گوید مطلبی طنز برای وبلاگ افاضه فرما! ... و در حیرتم از این قحطی نویسنده و مطلب طنز در کشور که کارشان به جایی رسیده که سراغ من معلوم الحال آمده اند؟!
با اعتماد به نفس مثال زدنی می پذیرم و برای کسب تجربه و نیز تلمذ در محضر اساتید مسلم طنز به سابقونی های طنزنویس مراجعه می کنم که 3 مطلب در میان آثارشان شاخص بود. گزارش سفر دیپلمات ها به تهران: از رفیق شفیق درباره ی مطلبش می پرسم و بغض می کند و می گوید به کامنت ها بنگر!! می نگرم و بعض هر دومان می ترکد!!!
به امید شریفی حفظه الله می رسم و مطلب سابقون در زازرون، سوال را تکرار می کنم- امید عزیز منطقی تر است بغض نمی کند ولی با نگاه به کامنت ها اشاره می کند... انگار هر کس در باغ یا سفر نبوده و دلش می خواسته باشد دق دلی را سر نویسنده فرود آورده که اَه! چه مطلب بدی! اصلاً چقدر تو بدی! بی خاصیت! بدون محتوا !!!
و سوم به سراغ استاد مسلم شیخ محمدعلی براتی و مطلب طنزش در نشریه ی خدا بیامرز خیریه می روم (فولدر طلایی). ظاهراً حداقل این مطلب مقبول تر بوده است . می گویم استادا مطلب خوبی نوشته اید، تشکر می کند ولی می گوید حدود 25% حاصل تفکرات من است و 75% بقیه اش دچار خلاقیت سردبیر وقت نشریه شده! لذا نقش ایشان به مراتب پررنگ تر از من در این موفقیت است!!
حال با تمام شجاعتی که در خود سراغ دارم دیگر نمی توانم بنویسم و با تمام پتانسیل های طنز خیریه که کم هم نیستند باز هم سخت است! طنز تذکر آسیب هاست با کمی بزرگ نمایی، و البته خیریه آسیب های کمی دارد ولی کلاً گزینه های فی نفسه دارای خاصیت طنز در خیریه کم نیستند: مثلاً همین وبلاگ! دغدغه ی روز اینه که کسی غیر از بچه های خودمون بهش سر نزند وگرنه چه برداشتی از خیریه می کند! با این کامنت ها و مطالب، یا امت همیشه واحد وبلاگ که شبانه روز به امر گذاشتن هندوانه زیر بغل یکدیگر مشغولند!
یا همین قائم مقام خودمون!! یه زمانی همه غصه می خوردند که بیکار نمونه ولی حالا.......
بیژن خراسانی را میشناسین؟ یه مجریه تو شبکه 3 عمده ی مسابقات ورزشی اعم از تکواندو، اسکی، واترپلو، اسب دوانی، پینگ پونگ، تنیس ، ماشین سواری، شطرنج، یوگا!! و ... همه را خودش گزارش می کند! الان هم قائم مقام تو خیریه به چنین جایگاهی رسیده و انشاء الله تا چند روز آینده مسئولیت سخنرانی در هیئت ها را هم قبول می کند! دبیر هم که الان جایگاهش فراتر از ولی فقیه رفته و انتقاد جایز نیست اگر همین طور تلاش کند تا چند هفته ی آینده جایگاه خدا را تو صدر جدول تصاحب می کنه!
اینها به کنار، شخصیت وزین حقوقی که صد البته خودش را خیلی بامزه می داند و می خواهد به آسیب شناسی در خیریه بپردازد. غافل از اینکه پیدایش چنین شخصیت عجیب الخلقه ای خودش بزرگترین آسیبه! وبا ادامه این روند در آینده ای نه چندان دور عنوان منفور ترین عضو خیریه رو کسب میکنه،فقط مونده رای خودش!!
یا همین شما مخاطبان فرهیخته که طوفان کامنت هایتان همچون سایر مطالب طنز در انتظار این نوشته است! البته صدر مطلب را یک بار دیگر لطفاً بخوانید.
اخیراً هم که مد شده همه تو بیابون گیر می کنند و دارن می میرن که یه دفعه ای سابقونو می بینن و زنده می شن! بابا اینجا اصفهانه! آب لوله کشی هست ، آب معدنی هست! ساندیس هست، رانی !! قحطی که نیست پیاده شو با هم بریم... راستی بخش شناسایی هم که عنوان چهره ی ماندگار در بخش تحول انقلابی را اخیراً کسب کرده، چقدر تفاوت کرده! با این همه جلسه!
حاج آقاشاه حسینی هم که بعد از اردوی مشهد به مشاور ویژة سابقونی های عزیز تبدیل شده! مشاور دینی، غیردینی، اخلاقی، اجتماعی، مشاور در انتخاب واحد، خرید لباس و ...!!!
همه ی اینها بود و من در حیرتم که بنویسم یا ننویسم که صدای زنگ SMS رشته ی افکارم پاره می کند. علی است: مطلبو نوشتی؟!


