اینجا مرز بین خوبی و بدی
اینجا مرز بین خوبی و بدی!
اینجا را می گویم، نگاه کنید، همین جایی که هستیم!
احتیاجی به فکر زیاد نیست، همین که نگاهی به دوروبرمان بیندازیم، می بینیم که در مرز بین خوبی و بدی هستیم، اصلا خوبی و بدی چیست؟ تعیین کننده ی آن ها کیست؟
جایی از پیامبر خواندم که روزی می رسد که برای بندگان پول خدا میشود! پول؟! یه برگه ی کاغذ میتونه خیلی چیزها رو عوض کنه...می تونه اشک خیلی ها رو در بیاره، می تونه باعث شادیه آدم های زیادی بشه، می تونه کارت رو خیلی زودتر راه بندازه! می تونه اسرار نهفته ای رو برات فاش کنه!و یا شاید می تونه جون یه نفر رونجات بده!
آخرش اینکه پول یعنی همه چیز، هرجا بری، پیش هرکی که بشینی، با هرکی که صحبت بکنی، فقط وفقط از یه چیز میناله و اون هم پوله! یعنی برات هر صحبتی هم بکنه نهایتش یه جورایی به پول ربطش می ده...نکنه اون روز رسیده باشه!!
نمی خوام شعاری حرف بزنم، نه! نه میخوام شعاری حرف بزنم، نه میخوام بگم پول خیلی چیز کثیفیه!مواظب باشید دست هاتون کثیف نشه! نه!
خیلی مسائل تو دنیای ما آدما دو رنگ دارن، سیاه و سفید که ترکیبش میشه خاکستری، همون خاکستریه معروف خودمون!
اگه ازخاکستریه چیزای مختلف سیاهشوبکشیم بیرون، خوب سفیدش باقی می مونه دیگه!
نگید این بابا چی داره میگه! خودش هم نمی فهمه! زیاد سخت نیست، کافیه به دوروبرمان یه نگاهی بندازیم!...نکنه وقتش رسیده باشه!...
بیشتر مسائل این دنیا رو ماییم که بهش رنگ می بخشیم یا اینکه رنگشو جدا می کنیم! باید دید چی باقی می مونه!
همین پول رو اگه چشمامون رو به روی سفیدیش بستیم، خوب ! اونوقت کارمون زودتر راه می افته دیگه!...
راه روشنه! اما همیشه چشم هایی وجود دارن که با اینکه باز هستن اما لیاقت دیدن راه رو ندارن فقط باز هستن، اما چیزی نمی بینن!
چشم های سفیدمون رو برای دیدن مسائل باز کنیم! همین!...