« بسمه تعالی»
انا لله و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مي‌رسانم مؤلف کتاب «آيات شیطاني‌»، که عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن، محکوم به اعدام مي‌باشند. از مسلمانان غيور مي‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعا آنها را اعدام نمايند تا ديگر کسي جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر کس که در اين راه کشته شود، شهيد است انشاء الله. ضمناَ اگر کسي دسترسي به مؤلف کتاب دارد ولي خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفي نمايد تا به جزاي اعمالش برسد. والسلام عليکم و رحمة الله وبرکاته
روح الله الموسوي الخميني
« 29بهمن 1367/ 11 رجب 1409»

به راستی ماجرا چگونه و از كجا شكل گرفته است؟

وانیتا دختري بود از اهالي هندوستان؛ کارش همنوايي با نوازندگان موسيقي و رقص و پايکوبي براي تماشاچيان بود. کارديگر وانيتا علاوه بر مطربي، اهانت به مسلمانان نيز بود. وانيتا بابت هتاکي و آزار و اذيت مسلمانان از فرماندار شهر بمبئي پول مي گرفت. زماني که هندوستان مستعمره ي انگلستان بود "لُرد ويليام " فرماندار شهر بود. او با ديدن وانيتا عاشقش شده و او را دعوت به کاخ خود کرد. وانيتا سوار بر کالسکه وارد قصر شد و ديگر بيرون نيامد. بعد از مدتي لرد را به انگلستان فرا خواندند واو به خاطر اينکه پدر همسرش مرد با نفوذي بود نمي توانست وانيتا را با خودش ببرد. وانيتا در هندوستان ماند و زماني که در بيمارستان فرزند خود را به دنيا آورد مُرد. يکي از دوستان وانيتا بچه را در مسجد مسلمانان رها کرد. مردي به نام "صفدر" به قصد اينکه اين کودک را مسلمان بار بياورد او را به خانه برد و بزرگ کرد. او نام کودک را "سلمان" گذاشت. هنگامی كه سلمان پسري سيزده ساله بود، پدر خوانده اش به خاطر شرارت هاي او چندین بار از سوي پليس احضار شد. در همين ايام همسر لُرد ويليام درگذشت و چون او فرزندي نداشت لرد به ياد فرزند وانيتا افتاد. سلمان بعد از اينکه فهميد پسر يک انگليسي است خوشحال شد و به انگلستان رفت. او در پانسيون" مادام روزا" درس مي خواند. در آنجا با پسري به نام "عمر" از مصر آشنا شد. سلمان و عمر به اندازه اي به هم علاقه مند شدند که تصميم گرفتند با هم ازدواج کنند، ولي هيچ راهي براي اين کار در هيچ يک از اديان وآيين ها پيدا نکردند. مادام روزا وقتي موضوع را فهميد به پدر عمر اطلاع داد. پدر عمر که يک ژنرال مصري بود بعد از شنيدن اين مطلب عمر را به مصر برد و او هم خودسوزي کرد. سلمان که به خاطر مرگ عمر بسيار ناراحت شده بود تصميم گرفت به همه ي اديان و مذاهب و عقايد دهن کجي کند.

شروع پروژه نویسندگی:

 نخستين کتاب سلمان رشدی "گريموس" بود. او در اين کتاب به نوعي به عقايد مردم هندوستان هتاکي کرده بود. کتاب ديگرش را به نام"بچه هاي نيمه شب" براي زير سوال بردن مبارزات استقلال طلبانه ي مردم هند نوشت. رمان "شرم" او کتابي است که نهضت و فرهنگ اسلامي و بومي اين منطقه را مورد حمله قرارداده است. کتاب چهارم او "يوزپلنگ" نام داشت که با زد و بند سياسي و تقابل با اعتقاد هاي مردم نيکاراگوئه نگاشته شد. در نهايت سلمان در سن 41 سالگي کتاب "آيات شيطاني" را نوشت.

رشدی کتاب مذکور را به سفارش «گیلون ریتکن» (رییس یهودی انتشارات وایکینگ) با دستمزد بی سابقه 850 هزار پوند به رشته تحریر در آورد. پيش از نگارش اين کتاب جلسه اي با حضور سلمان رشدي برگزار شد. تصميم گرفته بودند تا حرکتي بر ضد باورهاي اسلامي انجام دهند ومي گفتند:"ديگر زماني نيست که با لشکر کشي، مرزها را درنورديد. بايد اکنون با قلم به مبارزه رفت. ناپلئون اگر قلم داشت، شمشير به کار نمي برد."

روزنامه ي "ساندي تايمز" که در مالکيت يهودي و صهيونيست معروف، "رابرت مردوخ" است، درباره ي كتاب نوشت: "قطعه ي هنري بسيار زيبايي است که در قالب رمان نوشته شده و بيش از هر کار ديگري در اين روزها ايده ال تلقي مي شود."  حمايت گسترده ي تبليغاتي و مالي صهيونيسم از رشدي، نکته ي قابل تاملي است که پرده از اهداف و مقاصد او برمي دارد. دولت صهيونيست آمادگي خود را براي اعطاي پناهندگي به سلمان رشدي اعلام کرد و خواهان انتشار کتاب او به تمام زبانها است.

آیات شیطانی چگونه آیات شیطانی شد؟:

آیات شیطانی (به انگلیسی: Satanic Verses) چهارمین کتاب داستان سلمان رشدی است. این کتاب 547 صفحه (نسخه انگلیسی در چاپ اول) است که در تاریخ 4/7/1367 (26 سپتامبر 1988) توسط انتشارات «وایکینگ» (جزو گروه انتشاراتی «پنگوئن») منتشر شد. کتاب آیات شیطانی بر خلاف آن چه گفته می شود، یک کتاب علمی و نظری نیست؛ بلکه داستانی است بلند در 9 فصل که در سبکی شبیه به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده ‌است و شخصیتهای آن را حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه)، همسرانش و صحابی شناخته شده اش و حضرت جبرئیل (فرشته وحی) تشکیل می دهند. رشدي در اين کتاب مدعي شد که وحي الهي بر حضرت محمد (صلي الله عليه واله) حقيقت نداشته و پيامبر به جعل آن پرداخته است. او در اين کتاب حضرت جبرئيل و اصحاب با وفاي پيامبر(صلي الله عليه واله) و حقيقت نبوت را نيز مورد استهزا و توهين قرار مي دهد. این كتاب بر پایه یک ماجرای صدر اسلام مشهور به غرانیق نوشته شده است. ماجرای غرانیق که در بسیاری از کتاب های معتبر تاریخ اسلام به مانند تاریخ طبری آمده است شرح آیاتی است که پیامبر اسلام ابتدا در آن آیات به تمجید از سه بت مورد قبول اعراب می پردازد اما پس از نازل شدن آیات جدید این آیات را از قرآن حذف می کند و می گوید این آیات از طرف خدا نبود بلکه القائات شیطان بوده است . آیات 73 و 74 سوره اسراء اشاره به همین مسائله دارد . اکثریت اسلام شناسان این ماجرا را دروغین می‌دانند این در حالیست که این ماجرا از سوی 16 نفر از راویان مشهور حدیث از جمله ابن عباس روایت شده است.

آیات شیطانی و واكنش های جهانی:

 این کتاب برای نویسنده جایزه وایت‌برد را به ارمغان آورد. در همان سال انتشار، کتاب به فهرست نهایی جایزه بوکر نیز راه یافت، اما موفقیتی کسب نکرد. ورود و فروش این کتاب ابتدا در سنگاپور و سپس هند ممنوع اعلام شد. در سال ۱۹۹۱مترجم آیات شیطانی به ژاپنی، هیتوشی ایگاریشی در توکیو با ضربات چاقو به قتل رسید، و به مترجم ایتالیایی کتاب هم در میلان حمله شد. در سال ۱۹۹۳ناشر نروژی کتاب مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.

سلمان رشدی که امروز اواخر دهه پنجاه عمر خود را می گذراند در یکی از آخرین کتابهای خود، به فلاکت و ذلت 10 ساله پس از انتشار کتاب «آیات شیطانی» اشاره می کند: «روزی که ناشر نروژی مورد اصابت گلوله قرار گرفت یکی از بدترین روزهای عمر من است.» او در آن ایام تنها طی 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغییر داد. چنان فضای جهنمی بر زندگی او حاکم گردید که همسرش( بازیگر و مدل مشهور هندی) از وی جدا شد و در مطبوعات وی را «فردی بزدل» نامیدند. تنها دو سال پس از صدور حکم اعدام بود که سلمان رشدی جرأت سفر به خارج انگلستان را پیدا کرد و با یک هواپیمای جنگی در سال 1991 میلادی برای سخنرانی به دانشگاه کلمبیا در آمریکا رفت و برگشت. در ۱۴ فوریه ۱۹۸۸میلادی آیت‌الله خمینی(ره) با صدور فتوایی حکم اعدام رشدی را صادر کرد. محافظت از او پس از صدور حکم حضرت امام بر عهده «اسکاتلند یارد» (پلیس انگلیس) قرار گرفت. هزینه های محافظت از او در سال بین یک تا 10 میلیون پوند تخمین زده می شود؛ در حدی که یکبار شاهزاده چارلز (ولیعهد انگلستان) اعلام کرد: «سلمان رشدی سرباری پر خرج برای مالیات دهندگان انگلیسی است.» همچنین شرکت هواپیمایی «بریتیش ایر ویز» حضور رشدی را در هواپیماهای خود تا سال 1998 ممنوع اعلام کرده و شرکت هواپیمایی «ایرکانادا» چند سال پیش سفر رشدی را با پروازهای خود غیرممکن اعلام نمود.

سلمان رشدی با وجود خشم جهان اسلام علیه خود، از تجدید چاپ کتاب کفرآمیز خود صرف نظر نکرد و زمانی که انگلستان حاضر به چاپ ارزان قیمت این کتاب (بدون جلد گالینگور و با کاغذ کاهی) نشد، آن را به آمریکا برد و به صورت ارزان قیمت (برای سهولت خرید عمومی آن) به چاپ رساند.

سلمان رشدی چندین سال را در آمریکا زندگی كرد و توسط دولت آمریکا محافظت شد. وی به ریاست انجمن قلم آمریکا نیز رسید. امپراطوری رسانه ای غرب بارها اعلام کرد که حکم اعدام این نویسنده از طرف ایران پس گرفته شده است که هر بار با واکنش سریع رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای این مسأله تکذیب گردید و اعلام شد که حکم یک مرجع قابل نقض نمی باشد و حتی پس از مرگ او نیز بر همه مسلمانان لازم الاجرا است. آخرین بار نیز در پیام رهبر معظم انقلاب به حجاج بیت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدی و لازم القتل بودن او تأکید شد. سلمان رشدی سالهای اخیر را در انگلیس و به هزینه ملكه زندگی می كند.

پ.ن۱: مطلب خیلی طولانی شد، اما مطمئنم اگر شروع به خواندن كنید تا انتهای آن را خواهید خواند. نه اینكه بخواهم تعریف كنم، ناگفته های این موجود(سلمان رشدی) بسیار خواندنی است.

پ.ن۲: خیلی دلم می خواست مطلب با عکس همراه باشد، اما نشد، علت را از دستگاه سیاسی امنیتی كشور بپرسید. با یك جستجو در گوگل عکسهای زیادی خواهید یافت.

پ.ن۳: اگر نکته ای از قلم افتاد خوشحال می شوم در نظرها متذكر شوید. به خصوص آقای شاه حسینی كه می دانم بیشتر از من در این مورد مطالعه دارند.