سلام بر ان کسی که عهد و پیمانش شکسته شد
وسلام بر آن کسى که پرده حرمتش دریده شد،
 سلام بر آن کسى که خونش به ظلم ریخته شد،
وسلام بر آنکه با خون زخم هایش غسل داده شد،

سلام بر حسين و اربعينش،

و سلام بر اندوه  دلهاي آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان،عشق بردند و به مويه نشستند

از بودن خسته ام. از درک واژه ی حیات ناتوانم. در اندوه خویش غرق شده ام . سرشار از تکرارم در این سکون زندگی . سر گردان وبی پناه بر روی دایره ی کم رنگ خلقت درجا میزنم . در سکوت وهم انگیز خیال بغض دلم میشکند گریه امان نگاهم را بریده است. قلبم در سینه پرپر میزند و مظلومیت حسين (ع)و يارانش را آه ميكشد. به نگاه آفتاب مشکوکم چرا که روزی  بی رحما نه بر خورشید عالم تا ب خیره شده بود و از زلالی وصداقت آ ب بيزارم چرا که به شفافی نگاه عباس رحم نکرد .خدایا صبورا مهربانا! چهل روز است که از عاشورا میگذرد و قلب جها ن دیگر نای تپیدن ندارد. پس غیرت آسمان کجا رفته؟ زمین چقدر گستاخانه هنوز به زندگی ادامه میدهد و چه اربعين ها گذشته از ان روز كه  سر امام مظلومیت بر نیزه رفت و آسمان دید.... و زمین تاب آورد. خداوندا اینک باز اربعین حسین آمده است. باز عرق شرم پیشانی انسانیت را نمناک کرده است .و باز بشر از وجود خویش خجالت زده  و باز مثل همیشه امام رئوف و مهربان ما حسین بن علی (ع) نگاه بخشایشگر خویش را بر بشر میتاباند و بر حاجات ما آمین میگوید. دلم دیگر از داغ علی اصغر مرده است حالا چگونه این دل میتواند در تولد دوباره زمین لبخند بزند؟. زندگی ما بعد از حسین (ع)عین محکومیت است. ای کاش از خجالت آب میشدیم تا هیچ گاه روی سیاه ما بر نگاه مادرش زهرا نیفتد. آخر هیچ جای دنیا این رسم امانت داری نیست.هیچ جای جهان این رسم اربا ب و بندگی نيست

 و اينك خسته و دل گرفته از تمام زخمهايي كه تنت را بوسه باران كرد و تمام دردهايي كه قلبت را فشرد و تمام روز هايي كه در حسرت شب شدن  بودند تا  ننگ ان روز افتاب را به خود نخرند و .....مولاي من اينك  از دیوارهای فاصله عبور میکنم ودر ژرفای لحظه باتوبودن گم میشوم و از پشت تمام اين خستگي ها برای تو مینویسم تا بدانی که یادتو در لحظه لحظه ي من جاریست  درتمام  آن لحظاتي كه در دریای بی پایان چشمانم غرق و از زندان لحظه هاي بي تو رها ميشوم   تا در تو گم شده و خود را بیابم

. مولاي من رنگ من رنگ پاييزي است كه تو را نديده گم كرده است. ولي هنوز در اين جهان است و لحظه ي اكنون را زندگي مي كند. و از مولاي طاق نصرت پاكي كودكي هايش و قلب غبار الود امروزش مي خواهد كه:

او را نسبت به خود و خداي خود و دنياي خود اكنده از معرفت نمايد و قلبش را ان لحظه كه جايگاهي است براي غير از خدا و خدائيان اكنده از محبت به خود كند. مولاي من . . اگر كار خوبى هست كه مى توانم بكنم،

يا شادى هست كه مى توانم به ديگران ببخشم،

لطفا به من بگوييد.

نگذاريد آن را به تأ خير بيندازم يا از ياد ببرم، چرا كه ميدانم هرگز اين لحظه را دوباره نخواهم زيست.

 

  • برخي از پيش‌گويي‌هاي پيامبران و اوليا درباره حادثه كربلا
    ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
    جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.
      
  • حضرت آدم در كربلا

هنگامي كه حضرت آدم علیه السلام به زمين فرستاده شد، ميان او و همسرش «حوا» جدايي افتاد. آدم براي يافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در ميانة راه، گذارش به كربلا افتاد. پس بي‌اختيار، اشك از چشمانش جاري شد و ابري از غم، دلش را تسخير كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! آيا ديگربار، دچار معصيتي شده‌ام كه اين حال به من دست داده است؟
خطاب رسيد : «اي آدم! گناهي از تو سر نزده است، بلكه در اين سرزمين، فرزند تو ـ حسين علیه السلام ـ  را با ستم، به قتل مي‌رسانند»
عرض كرد: خدايا حسين كيست؟ آيا از پيامبران است؟
ندا آمد: «نه، پيامبر نيست، ولي فرزند پيامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.»
عرض كرد: خدايا! قاتل او كيست؟
خطاب آمد: «نامش يزيد است كه ملعون آسمان‌ها و زمين‌ است.»
در اين هنگام، به جبرئيل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسين علیه السلام چه بايد كرد؟
جبرئيل گفت: «بايد او را لعن كرد».
آدم علیه السلام چهار بار يزيد را لعن كرد و راه خود را در پيش گرفت و از سرزمين كربلا خارج شد.1

  كشتي نوح در كربلا

عجله كنيد: «همه سوار بر كشتي شويد. كودكان را فراموش نكنيد. عذاب خداوند نازل شده است» اين كلامي بود كه حضرت نوح علیه السلام به قوم خود مي‌گفت: از آسمان و زمين آب فوران مي‌كرد. وزش باد شديد نيز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتي سوار شدند و كشتي بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتي در راه بود كه ناگهان از حركت ايستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران با خود مي‌گفت: خدايا! چه شده است؛ چرا كشتي حركت نمي‌كند؟
ناگهان ندا آمد: «اي نبي‌الله! اين‌جا، سرزميني است كه فرزند زادة خاتم الانبيا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اوليا كشته مي‌شود.»
نوح پرسيد: قاتل او كيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است.» نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتي به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا كرد.

علامه مجلسي . بحارالنوار جلد 10 صفحات 156 و 158

اربعين

   بيستم ماه صفر در تاريخ، به عنوان اربعين حسيني مشهور شده است. در برخي از روايات به بزرگداشت اين روز اشاره شده است.و در حديثي از امام حسن عسكري زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانه‌هاي مؤمن شمرده شده است «اربعين» در منابع، بيشتر به دو رويداد اشاره دارد:

1-   روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه؛

2-   روزي كه جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين(ع) مشرف شد.

  اما در اينكه در اين روز اسراي كربلا به كربلا رسيده باشند، ترديدي جدي وجود دارد.

  شيخ مفيد در «مسار الشيعه» آورده است:

 «روز اربعين، روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين(ع) وارد كربلا شد»

 شيخ طوسي در «مصباح المتهجّدو ابن اعثم در الفتوح نيز همين مطلب را ذكر كرده‌اند. ميرزا حسين نوري مي‌نويسد:

«از عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي استفاده مي‌شود كه روز اربعين روزي است كه اسرار از شام به مقصد مدينه خارج شدند. نه آنكه در آن روز به مدينه رسيدند.

 در اين ميان سيد بن طاوس در «لهوف»، اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ايشان مي‌نويسد:

 «وقتي اسراي كربلا از شام به طرف عراق بازگشتند به راهنماي كاروان گفتند: ما را به كربلا ببر. بنابراين آن‌ها به محل شهادت امام حسين(ع) آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گریه و زاری برای اباعبدالله پرداختند ...  برگرفته از پژوهشكده ي باقرالعلوم

 به هر حال اين روز هر چه كه هست روز غمباري است و اميدوارم بتوانيم حق ان را از شناخت انگونه كه بايد ادا كنيم.