شيفته ي وجود حق ، حاج آقا دولابي مي فرمايند :

در دنيا اگر خودت را مهمان حساب كني و حق تعالي را ميزبان ، همه غصه ها مي رود . چون هزار غصه به دل ميزبان است كه دل ميهمان از يكي از آنها خبر ندارد . هزار غم به دل صاحبخانه است كه يكي به دل مهمان راه ندارد . در زندگي خودت را ميهمان خدا بدان تا راحت شوي . اگر در ميهماني يك شب بلايي به تو رسيد شلوغ نكن و آبروي صاحبخانه را حفظ كن .

حقیقتا این جملات برام خیلی دلنشین بودواحساس کردم شاید همه ی ما این حس مهمان بودنو یه روزی،یه جایی،چه امروز،چه فردا داشته یا خواهیم داشت.

یادم اومد که بعضی وقتا ازدست بعضی مهمونا خیلی لجم میگیرفت وشاکی میشدم.واقعا روان آدمو بهم میریزن،بی ملاحظه وقدرنشناسن.مدام اخماشون توهمه و صاحبخونه ی مهربونو که همه ی سعیشو برای رضایت مهمون کرده نادیده میگیرن.

ای وای اگر صاحبخونه  کم حوصله باشه...چه شود؟؟؟؟

حالافکرکن صاحبخونه اینجا تو این تالار دراندشت دنیا با مهمونای جورو واجور چه میکنه؟

آخرمهربونیه،آخربزرگی،اصلا آخرمعرفت.

هرچی فکرمیکنم به خودم،به رفتارم،به بهونه گیریام،به ناشکریام،به ناشکیباییام،

به این نتیجه میرسم که بازهم این صاحبخونه برام عزیزترینه ،به من نزدیکترینه،کافیه چشامو باز کنم ویادم نره باید این مهمونی هم به من هم به میزبان مبارک وخوش باشه.

بادا چنین شود.برشماهم .