دوستان سلام
عیدتون مبارک.امروز 6مرداد ماه روز کارآفرینی و فعالیت های فنی حرفه ای بود. خیلی فکر کردم که برای این روز به عنوان یه مسئول کار آفرینی با توجه به اینکه تابستونه چه کاری میتونم انجام بدم.بهترین فکری که به ذهنم رسید این بود که با اجازه ی وبلاگی ها یه ّّّّّّّپست بذارمو از کارآفرینی و اهدافش از مشکلاتشو مسئولیت هاش از برنامه هایی که براش داشتم و دارم براتون بگم. خانم رمضانی هم لطف کردنو نوبتشونو به من دادن.پس صمیمانه ازتون دعوت میکنم که این پست رو بخونید:( م.صفی زاده)
مقدمه:
یه روز یه جوجه عقاب وقتی از کوه پرید تا پرواز کردن رو یاد بگیره افتاد تو لونه ی اردکا و شد عضوی از اونا.یواش یواش دیگه یادش رفت که یه عقابه و شد یه اردک تمام عیار...یه روز چشمش به عقابای آسمون خوردو تو دلش گفت:خدایا چی میشد منم مثل اینا پرواز میکردمو اوج میگرفتم؟تو همین فکرا بود که یه دفعه عکسشو تو آب دیدو متوجه شد که چقدر شبیه اون عقاباست.یه کم که به مغزش فشار آورد فهمید هیچ فرقی با اونا نداره جز اینکه اونا میدونن عقابنو اوج گرفتن ولی اون اشتباهی خودشو اسیر زمین کرده بود... شروع به تمرین کرداز شاخه به اون شاخه از این قله به اون قله تا بالاخره قبول کرد که یه عقابه و تو آسمون اوج گرفت تقریبا همه ی ماها میدونیم که چی شدکه کارآفرینی توخیریه به وجوداومد ولی این روزا انگارسرضرورت وجودش وکم کاریش، اینکه آمالیه وفقط درحدحرف قشنگه گوشه وکنارخیریه بحثه .
شایدنظرخیلی ازشماها این باشه که تاحالاکاری انجام نداده وضمانت اجرا نداره ولی باورو اعتقادمن چیزه دیگه ایه.
زمانی که مسئول کارآفرینی شدم من بودم ویه عالمه طرح وایده بایه عالمه انتظارازکارآفرینی واسه انجام شدن شون!
بسم الله گفتم وشروع کردم باکلی انگیزه وجسارت ولی وقتی کارشروع شدبه مشکل برخوردم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون فقط من بودم وایده ها!
وقتی خواستم کلاس های کاریابی سریع رو بامرکز مشاوره شروع کنم اجازه ارتباط بامددجوها برام تعریف نشده بودبنابراین از20نفرمددجوی خانمی که ثبت نام کرده بودند فقط 7نفر که البته هفتمیشم خودم !بودم توکلاسها شرکت کردند من این حق واجازه رو نداشتم ومی خواستم که مددجوهام رو ببینم باهاشون حرف بزنم وتوجیه شون کنم بهشون بگم که قراره چیکاربکنیم ولی بعدازجلسه اول بودکه تونستم فقط اجازه بگیرم یه تماس تلفنی داشته باشم وبگم چرانیومدید!همین..
ازاون طرف مرکز مشاوره میخواست واسه راحتی کارخودش توی6 جلسه ،کاریابی وکارآفرینی رو باهم برگزارکنه امامخالفت کردم وخواستم که دخالت نکنندوفقط 6جلسه کاریابی برگزاربشه .
حالادیگه اردیبهشت شده بودوفصل امتحانات ! به نظرشما کی می اومد کلاس کارآفرینی ؟؟!!
|
برای بارسوم رفتم پیش دکترعابدی وراضی شون کردم که یه دوره ی کامل کارآفرینی باحضورخودشون ازمهرماه باتخفیفات ویژه وضمانت اجرای ایده های تجاری وکارآفرینانه! برامون برگزارکنند؛البته بماند که دیگه میخواستند سرشون رواز دست من بکوبند رومیز!!! پی نوشت ۱:راسش دیروز ۶مردادبود وبه دلیل یه سری مشکلات این پست به تاخیر افتاد. و طبق برنامه وبلاگ دیروز باید جمعبندی ۲اتاق شیشه ای اول زده میشد+مناسبت این اعیاد بزرگ وماه مبارک شعبان. که بنده(رمضانی) از تیم وبلاگ ومخاطبین محترم عذر میخوام. حالا اینبار شماها بیاین تو نظرا به ما تبریک بگین!!البته این پست خیلی شبیه اتاق شیشه ای شد!! از بس دیدیم این طرح جدیدا طرفدار پیداکرده خب مام ادامش دایدم دیگه!چون هدف ما جلب رضایت خداست اول بعدم شما!!!توجیه کننده تر از من دیده بودین؟! پی نوشت۲:نویسنده محترم این پست به عنوان حرف دل( که البته حرف دلشون خیلی شبیه اتاق شیشه ایه!)خواهان زدن این پست شدن.حتما بعداز تبریکاتون در نظرات در مورد کارآفرینی هم نظر بدین.( حالانه همونجور که پیرو نظر آجعفری نظر دادینا!) |