چه می شود که بیایی  

که بیایی هیئت ، به صورت هفتگانه ( با کسر تاء ، یعنی هفتگی) و ببینی جمع جمعه!!!

بر و بچس همه هستن از پیر و جوون( با صابخونه و باباش و بعضی وقتا داداش میشن سه چهار نفر یعنی تو فقط اومدی) 

و همه خوشحالند و لبخد می زنن و به خاطر اینکه گل پسرشون یا خان داداششون دوستاشو دعوت کرده خونشون هیئت ، به خود می بالند و از خدا برای او طلب خوشبختی روز افزون و بیش از پیش و حتی پیش از بیش می کنن...

- و زمان می گذرد ( والعصر )

- و هنوز کسی از بچه ها نیامده و تو خودت را علاف احساس میکنی و پدر و برادر صابخونه بیشتر از تو احساس ندامت می کنند ( ان الانسان لفی خسر)

- و تو وقتی می بینی پدر و برادر صابخونه خیلی از بد قولی و دیر امدگی شاکی هستن ، میگی اشکال نداره حاجاقا بچه های ما عادتشونه ، میان ان شا ا... ، دیر نکردن ( الا الذین آمنوا )

- و صابخونه میره میوه و چایی و شیرنی و اینا میاره ( و عملوا الصلحات)

- و تو با وجود اینکه می دونی به پدر صابخونه که در حقیقت خود صابخونه میشه وعده ی سر خرمن دادی سرت رو به خوردن گرم می کنی ( و تواصوا بالحق )

- و صابخونه و باباش و داداش که می دونن سرکارن به روی خودشون نمیارن (و تواصوابالصبر

پس بچه های خوب، آقایان و حتی خانم ها ، کی گفته جلات هیئت محتوای مشخصی نداره،فراموش نکنید که جلسات هیئت مثل هر چیز دیگه در سابقون ، می تونه یه کلاس تفسیر عملی باشه ...

ولی یه شرط خیلی مهم داره و اونم اینه که : اولین کسی باشی که زنگ در خونه رو به صدا در بیاری و هیچ وقت منتظر نباشی تا دیگران حالا حالا ها برسن....پس هنوزم دیر نیست و جلسات هیئت هنوزم ادامه داره...



- ننوشت 1 : من نویسنده وب نیستم و نخواهم شد ، اما وبلاگ شاهده که چقدر نویسنده های وب و مدیراش همیشه برام محترم بودن و همیشه تو نظرات حقیقی و غیر حقیقی ( حقوقی ) ازشون حمایت کردم و اگرم انتقادی داشتم رفتم یواشکی فقط به خودشون گفتم و نیومدم تو وب جار بزنم( باور کنین)... پس اگه من نویسنده یا حتی مدیر (!!!!!!) شدم ،شما هم با من همینجوری باشین ،که : تو نیکی میکن و در دجله انداز، الا الاحسان!

- ننوشت 2 : ممکنه با این پست خیلی انتقادات به سمت وب روانه بشه ، ممکنه بعضیا بخونن ، خیلیا نخونن، خیلیا فقط نظرا رو بخونن که خیلی کار بد و زشتیه ، خیلیا بی تفاوت باشن ، خیلیا متفاوت باشن (یعنی با تفاوت باشن ) ، ولی هدف از این پست به ظاهر با نمک این بود که آقایون و خانم ها نظرشون رو در مورد چیزی به اسم ( هیئت ) چالش ها و راهکار ها ، باید ها و شاید ها و دیگر ( ها ) ها بدن...

- ننوشت 3 : ( چه می شود که بیایی ) فقط مال اومدن به هیئت نیست ، مال وبلاگم هست ، مال دانشگاهم هست ، مال خیریه و اتاقاشم هست... پس کلا بیاین ،بیاین به وب سر بزنین با زبون خوش... این وبلاگ مال شماست ، خیل کثیری از نیروهای متخصص ، تک بخشی و میان بخشی ، دارن شبانه روز کار می کنن ، اونم کار فکری ، به خاطر امنیت شما، تا بیاین و به وب سر بزنین، پس بزنین ... سر....

همونطور بیاین یه سر دانشگاه تابستونا خلوته ، بیاین خیریه ، می دونین چند وقته نیومدین...

و کلا بیاین.... ( حتی شما دوست عزیز)

- ننوشت 4 : ...همین