خداحافظ ای رمضان...

رمضان...این تویی که کوله بارت را بسته ای و آهنگ هجرت داری؟
یعنی باور کنم که روزهایت به سرآمده و شبهایت دارند غزل خداحافظی می سرایند؟
نه..کمی بیشتر بمان...صبر کن،من جامانده ام...من از سفره اکرام تو جا مانده ام.صبر کن نرو...من از استشمام تو جا مانده ام...رمضان با توام...من با کوله بار گناهانم جا مانده ام و تو میخواهی بروی...رمضان اندکی درنگ کن...بگذار حرفهایم را برایت بگویم...
رمضان!تو بزرگ بودی و مهربان،تو پر بودی ازشمیم خوش اجابت،خدای مهربان آن قدر به تو رحمت و گشایش داده بود که تمام کائنات را کافی بود....
من اما عابر کوچه های لیله القدر توام،من حیران"حتی اذا مطلع الفجر"توام،منم بنده ی روسیاه درگاه احدیت...آن قدر پیله های گناه به دور خود تنیده ام که قدر شب های تو رانتوانستم پروانه شوم...
نرو رمضان،باز هم بمان تا یادم باشد به خدا بگویم که"اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا..." تا یادم بماند بگویم"و غیبه ولینا و کثره عدونا و قله عددنا..."اندکی بیشتر بمان تا دعای "اللهم کن لولیک" را چشمانم ناخوانده بارانی کنند...بمان تا یادم بماند که"هذا مقام العائذ بک من النار"...بمان تا تثبیت لحظه هایم در "یا کنزالفقراء "...بمان تا ببارم تمام وجودم را در سطرهای یا "حبیب الباکین"... بمان تا همه اجزاء بدنم یا "مفزع الملهوفین" را زمزمه کنند...بمان ای منادی "یا من اضحک و ابکی"بمان تا الغوث لحظه هایم به اجابت نگاه مولایم برسد...
میخواهی بروی...آری وقت رفتن توست و من چه بی تابم و گریه هایم آرام آرام بوی وداع می گیرند...
خداحافظ ای لحظه های شیرین افطار...خداحافظ ای "یاعلی یا عظیم.."های بعد از نماز...خداحافظ ای افتتاح بندگی میان معشوق با عاشق...خداحافظ ای لحظه های مبهم و روشن سحرگاهان...خداحافظ ای نوای عاشقانه ابوحمزه...خداحافظ ای منادی عبادت و نیاز...خداحافظ ای کوچه های لیله القدر...خداحافظ ای تمام لحظه های عاشقی،خداحافظ ای رمضان...خداحافظ ای رمضان... خداحافظ ای رمضان...
پی نوشت:بچه ها اگه خاطره ای درباره ی ماه رمضان دارید بگید.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۵:۴۶ ب.ظ توسط مدیریت وبلاگ
|