«نیت مؤمن از کارش بهتـــر است...!!»
امیرمؤمنان علیه السلام: از رسول خدا شنیدم كه مى فرمود: مَن قَضى لَأخیهِ المُؤْمِنِ حاجَةً كان كَمَن عَبدَاللّه دَهْرَه؛
هر كه براى برادر مؤمنش، مشكلى را حل كند به سان كسى است كه تمام عمرش خدا را عبادت كرده است.
عبادت به جز خدمت خلق نیست..... به سجاده و خرقه و دَلْق نیست
این شعر ظاهرى دارد و روح و باطنى؛ این معناى ظاهرى كه نماز و روزه و...
اداى واجبات دینى، نخستین گامِ پرستش است.
آن كه امر خدا را در نماز و روزه و... اطاعت نمى كند در نخستین گام بندگى، كافر و بت پرست و خودپرست شده است.
از این رو، در بازرسى پل صراط قیامت، اوّل از نماز مى پرسند.
كسانى كه به عبادت به طور كلى بى اعتنا هستند و كار خیر مى كنند باید بدانند، كار خیر را باید خدا بپذیرد و اگر نماز را سبك بشمارى و نماز رد شود، سایر تلاشها هم رد خواهد شد.
«إنْ قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و إنْ رُدَّت رُدَّ ماسِواها» این طرز فكر در بى اساسى مثل تصوّر برخى بد حجابان است كه مى گویند: «اى بابا دل باید پاك باشد» و دیگر دقت نمى كنند كه پاكى دل با معنویت اطاعت پیدا مى شود نه در فضاى آلوده خودسرى و بولهوسى و نافرمانى خداوند در پوشش.
یكى از حكمت هاى عبادات، ورزیدگى روح و روان ما در راه خداپرستى و ایجاد روحیّه بندگى است.
عبودیت، یعنى بندگى.
كسى كه بتواند بت خودپرستى خویش را خرد كند بنده واقعى است.

در زبان عربى به جاده خاكى كه بر اثر رفت و آمد نرم و كلوخهایش خرد شده باشد «طریق مُعَبَّد» گویند.
عبادتها سنگلاخ هاى خودپرستى را در میدان جان خرد و نرم مى كند. را ه وصول به حریم یار دو گام است.
اوّل، قدم نهادن بر خودپرستى، گام دیگر در كوى یار.
آتش آن نیست كه از شعله او خندد شمع..... آتش آن است كه در خرمن پروانه زدند
اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السلام چنین روایت كند: «من طاف بهذا البیتِ طوافاً واحداً...»؛هر كه یك بار به دور خانه كعبه طواف كند، خداوند برایش شش هزار حسنه مقرر مى فرماید و شش هزار گناهش را ببخشاید و شش هزار درجه اش عطا فرماید تا آن گاه كه به محل مُلْتَزَم بین ركن حجر و باب كعبه برسد، كه هفت باب از درهاى بهشت بر او گشاید.
پرسیدم: جانم به فدایت آیا در طواف این همه فضیلت هست؟ فرمود: آرى، و تو را آگاه كنم از كارى پر فضیلت تر از این.
برآوردن حاجت مسلمان برتر است از یك طواف و دو طواف و..
شمردند تا رسید به ده طواف...

فقری سخت تر از نادانی نیست و مالی سودمندتر از خرد نیست و هیچ تنهایی ای بدتر از خود پسندی نیست و هیچ شرفی مانند خوش اخلاقی نیست و هیچ عبادتی همسنگ تفکّر نیست
حضرت محمّد (ص)
کار خوب کامل نمیشود مگر با چه چیز: ۱.سریع انجام دادن آن ،۲. کوچک شمردن آن و ۳.پوشاندن آن. هرگاه کار خیر را سریع انجام دهی و جلو بیاندازیش، شیرین و گوارایش کردی و هرگاه کوچک بدانی، بزرگش كردی، و هرگاه مخفیاش کنی آن را کامل کرده و به پایان رساندهای.
نیت روح عمل، و كار دشوارى است. چون اصل كار را بسیارى از انسانها انجام مىدهند؛ اما همه قدرت نیت صحیح ندارند. اولا باید كار، «حسن فعلى» داشته باشد. كار ناپسند شایستگى نزدیك ساختن انسان به خدا را ندارد و ثانیا باید، از «حسن فاعلى» برخوردار باشد. یعنی با قصد قربت انجام دهد. در این صورت اگر این عمل از هر پیرایهاى منزه باشد، نیت آن بهتر از خود عمل است.
مکث نوشت:دفعه بعد که میری خیریه و از کار فارغ شدی و خواستی با دوستات رفع خستگی کنی....چند دقیقه ای مکث کن و پیش خودت بگو:
من برای چی اینجام؟؟؟؟
با چه هدفی پا به اینجا گذاشتم؟؟!!
چه کسی منو با این خیریه آشنا کرد؟؟!
از خودت بپرس:
واقعا اگه من ،در این لحظه اینجا نبودم،تغییری در روند خیریه به وجود میومد؟؟
این خیریه ست که به من نیاز داره یا واقعا منم که به یه جایی نیاز دارم که بتونم تو کار خیر سبقت بگیرم؟؟!!
آیا واقعا نیتم خالصه..؟؟!!!
خداوندا!بر گردن من حقوق و وظایفی(نسبت به تو وبندگانت)هست که آنها را به یاد دارم،و نیز حقوقی هست که آن را فراموش کرده ام،و همه ی اینها در برابر چشم تو است که به خواب نمیرود، و در قلمرو بی کران علم و آگاهی تو است،که فراموشی به آن راه ندارد،پس در برابر آنها به صاحبان حقوق عوض بده،و آثار شوم رعایت نکردن حقوق را ،از جان من پاک و محو ساز،و سنگینی آن را سبک گردان،و مرا برای انجام امثال آن حقوق و وظایف،در پناه عصمتت نگهدار.(صحیفه سجادیه)
انشالله تعهد نامه ای که تو پست قبلی به نتیجه رسیدیم که تدارک ببینیم رو، آماده میکنیم تا انشالله راهی باشه برای رعایت کردن هرچه بیشتر حقوق و وظایفی که بر گردنمون هست و نسبت به اونها تعهد دادیم...
با ما باشید...