محرم محرم1
محرمی دیگر آمد...محرم است و مظلومیت است و یک دنیا آه و ناله و یک حسین...
ای حسین! به راستی که مظلوم ترینی در عالم...با خود که می اندیشم ،دیروز را که میخوانم؛امروز را که میبینم،پر است از مظلومیتت آقا جان!باید برای مظلوم بودنت گریست ،مظلومیتی که حقیقتا امروز بیش از دیروز است و باطلی که امروز در تکاپوی بیشتر...اگر دیروز میدانستی که 72 مرد در کنارخود داری اما امروز...
از مظلومیت حسین گفتن دیگر کار راحتی شده اما کیست که بر این مظلومیت بگرید و آتش بگیرد و آتش بزند بر تمامی ظالمینی که خواسته یا ناخواسته،دانسته یا نادانسته کمرهمت به نابودی حسین و عقایدش بسته اند...
خواستیم تا در کنار تمامی عزاداری های حسین (ع) کمی از عقایدش ،افکارش ،سخنانش و راهش بگوییم شاید که اینگونه صحبت ها نیز در محرم بتواند جایگاهی داشته باشد...
دوستان سابقونی
میخواهیم طرحی را آغاز کنیم به نام "....".نامش را نمی دانم (بهتر اینه که در نظراتتون یه نام قشنگ هم برای طرح بگید).در هر حال میخواهیم در این 1 ماهه (یا شاید بیشتر یا کمتر،خدا می داند) با کتاب "حماسه حسینی" اثر جاویدان "شهید مطهری" از حسین و برای حسین بگوییم. همکاران من درتیم وبلاگ به همراه تنی چند از دوستان دیگر سابقونی بخش های مختلف این کتاب را به همراه افکار خود و به قلم خود به روی صفحات وبلاگ خواهند آورد تا همه با هم از هم یاد بگیریم و به هم یاد بدهیم اینشا ا...
فقط توجه داشته باشیم که این نوشته ها صحبت های خود نویسنده ی متن به همراه مطلب هایی از کتاب "حما سه ی حسینی" است ،ضمن اینکه از دوستان عزیز سابقونی (هرکسی وارد وبلاگ میشه حتما سابقونیه دیگه) درخواست میکنم که هم نظر خود را راجع به طرح و هم راجع به نوشته ها بیان کنند و خود در ایجاد فضایی متناسب با ماه محرم بکوشند...
رب زدنی علما و الحقنی بالصالحین
و اما اولین مطلب...
شماره ی 1
موضوع از کتاب : تحریف
نوشته ای از :مجید روح الامین
تمام حجم قفس را شناختیم بس است بیا به تجربه در آسمان پری بزنیم
اگرچه نیت خوبیست زیستن اما خوشا دست به تصمیم بهتری بزنیم
تمام موجودات جهان در سیر "شدن" قدم بر میدارند و در نهایت به خواست و اراده ی الهی منجر میشوند(چرا که حتی 1 برگ هم بدون اذن خداوند از درخن نخواهد افتاد)پس تمام اجزای عالم وجود بازیگران اراده ی الهی اند.همه چیز برای "شدن"جور است و باید باشد اما جایگاه ها متفاوت اند...یکی می شود امام حسین(ع) و یکی یزید(لعنت ا...علیه). یکی میشود "نوش" و دیگری "نیش". یکی می شود "نار" و یکی "بردا و سلاما". یکی حسین عزیز را میکشد برای بهشت و دیگری کشته می شود برای حسین(ع). بنابر این چه نیکوست که بدانیم در این مسیر "شدن" کجای راه ایستاده ایم؟.دانسته یکی از دو راه پیش رو را بگزینیم که به ناگاه چشم باز خواهیم کرد و می بینیم که میگویند: اینجا صراط است. اشتباه آمده ای؟!!راه این نبود!! اگرچه فکر میکردی راه اینجاست! پس اگر بدانیم برای شدن چگونه باید باشیم پیش خواهیم بود...
بچه که بودم همیشه از خودم می پرسیدم چرا محرم با بقیه ی ماه ها فرق داره؟چرا اینقدر که به تاریخ زندگی و حوادث امام حسین ریز پرداخته می شه،در مورد بقیه اینطور نیست؟ چرا باید مصیبت این امام هر سال زنده بشه؟چرا باید برای مصیبت حسین گریه کرد و لو به اندازه ی بال مگس؟چرا اصلا باید برای امام حسین گریه کرد؟چرا عزاداری؟و چراهای بسیار زیاد دیگه...
بدون شک محرم ،عاشورا و امام حسین در زندگی ما منشا اثراتی بوده و هست و خواهد بود. چرا که اینگونه به ما رسیده است که عاشورا باید زنده نگه داشته شود، پس حالا که این همه سفارش شده است به ماندگاری این حادثه و این همه زحمت کشیده می شود برای زنده نگه داشتن آن،بد نیست که بصیرت قابل توجهی نسبت به این حادثه داشته باشیم که نه تنها بد نیست ، وظیفه است و باید به اهداف سفارش هایی که شده و سوال هایی که داریم برسیم و این می طلبدکه عاشورا و حول آن را آنچنان که هست بشناسیم و مقدمه ی این ،آن است که بدانیم حقیقتا در کربلا و در قبل و بعد آن چه گذشته است و بعد از آن به سوالات دیگرمان پاسخ دهیم، بنابراین باید تحریفاتی که به این واقعه وارد شده است ،انواع آن،عوامل آن و وظیفه ی ما در قبال آن را بدانیم. در این مسیر سعی خواهیم کرد از کتاب "حماسه حسینی" استاد شهید مطهری هم لفظا و هم مضمونا استفاده ی کافی ببریم.
اولین قدم آن است که بدانیم تحریف یعنی چه؟
از نظر لغوی تحریف از ماده ی "حرف" و به معنای "منحرف کردن چیزی از مسیر اصلی است" و انواعی دارد. تحریف یا" لفظی ست یا معنوی". اگر ظاهر مطلبی به هر صورتی تغییر کند،کم و زیاد شود،پس و پیش شود به گونه ای که معنی آن دچار تغییراتی شود تحریف، لفظی و اگر در ظاهر عبارت تغییری پیش نیاید ولی به گو نه ای توضیح داده شود و تفسیر شود که مقصود نوشته نبوده است، تحریف معنوی است.به هر حال متاسفانه در این حادثه ی عظیم هم تحریفاتی از هر دو نوع وارد شده است که برخی با غرض و بسیاری بدون غرض وبیشتر از روی جهل و دوست داشتن بدون بصیرت!بوده است. پس به این نتیجه می رسیم که هرتحریفی عاملی دارد و چیزی سبب تحریف است. در این نوشته بیشتر از آنکه به مصادیق بپردازیم به کلیات و اصول می پردازیم ،امید که تلنگری باشد برای تامل و تفکر بیشتر.
عواملی که باعث تحریف در این واقعه ی بزرگ شده اند را می توان اینگونه برشمرد:یکی اغراض دشمنان است.یکی از عواملی که همیشه باعث تحریف در مذاهب مقدس توسط دشمنان بوده است اغراض آنان بوده است که همان به افساد و اخلال کشاندن این مذاهب است.همیشه بوده اند کسانی که حقیقت با منافعه شان سازگار نبوده است و سعی کرده اند این حقایق را بپوشانند، به طور مثال یکی از این تحریفات که از ناحیه ی دشمنان آنوقت (حکومت اموی) مطرح بود وارونه جلوه دادن اهداف امام حسین بود به طوری که ابن زیاد ورود مسلم به کوفه را بر هم زدن امنیت آنجا بیان می کرد و...اما آنچه ظاهر است اینکه دشمن زیاد نتوانسته است در این حادثه تحریف کند چرا که می دانیم دشمن است و مقابله می کنیم، شمشیر او در دستانش آشکار است ولی این حادثه بیش از دشمن از تحریفات دوستان! ضربه خورده است.
2.از دیگر عوامل به وجود آمدن تحریف "حس قهرمان پرستی واسطوره سازی" است.این حس همیشه باعث شده است که ضربات جبران ناپذیری به دین وارد شود چرا که این عمل دین را به سمت تئوری شدن محض می برد وهمچنین باعث میشودکه دین قابل دسترس نباشد،برنامه عملی زندگی نباشد، یک قصه زیبا یاشد که از شنیدن آن حس غرور به ما دست دهد اما به آن عمل نکنیم چرا؟ چون در ناخودآگاه ما این نهادینه شده که او که این را انجام داد "علی ابن ابیطالب" بود،او "حسین بن علی" بود و...با آن ویزگی های ماورایی .پس من نمیتوانم، چون او نیستم...آری!همه ی این معصومین انسان های خارق العاده ای بوده اند با ویزگی های بسیار بالاتر از انسان های عادی ، اما همه مثل مردم عادی زندگی کرده اند،مثل مردم عادی جنگیدند ،مثل مردم عادی مجروح شدند و مثل مردم عادی ... چرا ؟چون قرار بود پیشوایان مردم عادی باشند، چون قرار بود پیشوایان مکتب و برنامه زندگی و سعادت مردم عادی باشند، مگر پیامبر قدرت اداره ی تنهایی جنگ را نداشتند (العیاذ بالله) ولی با همه مشورت می کردند . پس باید بین یک سری چیزها تمییز قائل شویم . اینکه سپاه دشمن یک میلیون و ششصد هزار نفر بوده است و سیصد هزار نفر از آنها را امام حسین به درک واصل کرده اند نه تنها باعث نمی شود که امام را بزرگ جلوه دهیم بلکه ایشان را به قصه تبدیل می کنیم ضمن اینکه....
ادامه دارد